«از آن جا كه ازهر لحظه زندكَى انتظار داشتم بودنم را از نو تأييد كند، از آن جا كه هيج چیز بهراستی در انحصار بى چون و چراى من نبود، مگر با شک وكنايه، و از آن جا كه در مجموع پسری بودم كه از فضائل پدر محروم بود، بنا كردم به شك كردن به آن چه از همه به من نزديك تر بود، يعنى به جسمِ خويش.»
برگشت به صفحه کتاب

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار نامه به پدر
فرانتس کافکا/خوارزمی/1 جمله
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب نامه به پدر رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
