«-همه چیز در درونت خواهد مرد . دیگر هیچگاه گنجایش عشق،دوستی،لذت زندگی،خنده،کنجکاوی،شهامت و همگرایی را نخواهی داشت . پوشالی خواهی بود. فشارت میدهیم تا تهی شوی و آنگاه تو را انباشته از خودمان خواهیم کرد .»
صفحه ۲۵۵ · فصل سوم بند دوم

جملههای ماندگار کتاب
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب رمان مصور 1984 رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«-همه چیز در درونت خواهد مرد . دیگر هیچگاه گنجایش عشق،دوستی،لذت زندگی،خنده،کنجکاوی،شهامت و همگرایی را نخواهی داشت . پوشالی خواهی بود. فشارت میدهیم تا تهی شوی و آنگاه تو را انباشته از خودمان خواهیم کرد .»
صفحه ۲۵۵ · فصل سوم بند دوم
«انها تا اگاه نشوند شورش نخواهند کرد و تا شورش نکنند ، نمیتوانند اگاه شوند.»
«وینستون نوشت: ((اگر امیدی است ان هم در وجود رنجبران نهفته است.))»
فصل هفتم( ازادی)
«انها در حالی میمردند که دست از اعتقادشان برنداشته بودند.»
«اگر گذشته جایی زنده باشد ، در اشیا جامد همانند گوی بلورین است نه در کلماتی که به انها چسبیده است.»
«ان ها نمیتوانستند احساساتت را تغییر دهند، به همین دلیل تو نمیتوانستی خودت را تغییر دهی، حتی اگر بخواهی. آنها میتوانستند هر کاری که میکردی یا هر چیزی را که میگفتی با جزئیات آشکار کنند اما نمیتوانستند به قلب رسوخ کنند چرا که برای خودت هم رمزآلود بود.»
«وینستون گفت:(( ما مرده ایم ؟)) جولیا یا وظسفه شناسی گفت:((ما از مردگانیم.))»
«او هرگز با دشمن بیرونی نمیجنگید بلکه همیشه با جسم خودش میجنگید. با اینکه نوشیدنی خورده بود اما درد شکمش، فکر او را از کار انداخته بود. او با خودش فکر کرد که در شرایط قهرمانی همیشه اوضاع به همین منوال بوده است. در میدان نبرد، در اتاق شکنجه، در کشتی در حال غرق همیشه موضوعاتی که بهخاطر آن میجنگی به فراموشی سپرده میشود. چرا که بدن آنقدر باد میکند تا کل جهان را فرا بگیرد و سپس آن هنگام که با جنگ یا فریاد از درد فلج نمیشوی، دنیا لحظهبهلحظه با گرسنگی، سرما، بیخوابی، دنداندرد، ترش کردن معده در حال جنگ است.»
«در این بازی ما نمی توانیم ببریم ،بعضی از باخت ها بهتر از باخت های دیگر است.»