«همیشه خوک ها تصمیم میگرفتند؛ سایر حیوانات هرگز نمی توانستند تصمیمی اتخاذ کنند ولی رای دادن را یاد گرفته بودند.»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار مزرعه حیوانات
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب مزرعه حیوانات رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
««اگر شما ناچارید حیوانهای فرودستتان را راضی نگه دارید، ما هم درگیر طبقات فرودستیم.» مزرعه حیوانات برای من داستان یک انقلاب بود؛ انقلابی که قرار بود همه چیز را تغییر دهد، اما در نهایت به همان چیزی تبدیل شد که علیه آن شکل گرفته بود. بزرگترین چیزی که از این کتاب فهمیدم این بود که فقر، فرودستی نمیآورد. گرسنگی و طبقه پایین بودن، دلیل فرودست بودن نیست. چیزی که انسانها و شاید تمام مخلوقات را پایینتر از یکدیگر قرار میدهد، ناآگاهی است. نفهمیدن، نخواندن، نیندیشیدن و استفاده نکردن از عقل.بارها از خودم پرسیدم اگر حیوانات دیگر هم خواندن و نوشتن بلد بودند، آیا سرنوشت مزرعه همین میشد؟ اگر میتوانستند گذشته را به خاطر بیاورند و دروغ را از حقیقت تشخیص دهند، آیا هر بار که تاریخ بازنویسی میشد آن را میپذیرفتند؟باکسر برای من غمانگیزترین شخصیت داستان بود. او ضعیف نبود، تنبل نبود و از کار فرار نمیکرد. برعکس، از همه بیشتر کار میکرد. اما در نهایت با پای خودش به سوی سرنوشتی رفت که دیگران برایش آماده کرده بودند. چون یاد نگرفته بود سؤال بپرسد.نکته دیگری که در این کتاب به چشمم آمد، قدرت رسانه و تبلیغات بود. ناپلئون هر اتفاقی را آنطور که میخواست تعریف میکرد. گذشته را تغییر میداد، واقعیت را عوض میکرد و دروغ را جای حقیقت مینشاند. حتی قهرمانان دیروز را به خائنان امروز تبدیل میکرد.»
««اگر شما ناچارید حیوانهای فرودستتان را راضی نگه دارید، ما هم درگیر طبقات فرودستیم.» مزرعه حیوانات برای من داستان یک انقلاب بود؛ انقلابی که قرار بود همه چیز را تغییر دهد، اما در نهایت به همان چیزی تبدیل شد که علیه آن شکل گرفته بود. بزرگترین چیزی که از این کتاب فهمیدم این بود که فقر، فرودستی نمیآورد. گرسنگی و طبقه پایین بودن، دلیل فرودست بودن نیست. چیزی که انسانها و شاید تمام مخلوقات را پایینتر از یکدیگر قرار میدهد، ناآگاهی است. نفهمیدن، نخواندن، نیندیشیدن و استفاده نکردن از عقل.بارها از خودم پرسیدم اگر حیوانات دیگر هم خواندن و نوشتن بلد بودند، آیا سرنوشت مزرعه همین میشد؟ اگر میتوانستند گذشته را به خاطر بیاورند و دروغ را از حقیقت تشخیص دهند، آیا هر بار که تاریخ بازنویسی میشد آن را میپذیرفتند؟باکسر برای من غمانگیزترین شخصیت داستان بود. او ضعیف نبود، تنبل نبود و از کار فرار نمیکرد. برعکس، از همه بیشتر کار میکرد. اما در نهایت با پای خودش به سوی سرنوشتی رفت که دیگران برایش آماده کرده بودند. چون یاد نگرفته بود سؤال بپرسد.نکته دیگری که در این کتاب به چشمم آمد، قدرت رسانه و تبلیغات بود. ناپلئون هر اتفاقی را آنطور که میخواست تعریف میکرد. گذشته را تغییر میداد، واقعیت را عوض میکرد و دروغ را جای حقیقت مینشاند. حتی قهرمانان دیروز را به خائنان امروز تبدیل میکرد.»
«اولین بار این کتاب رو در دوازده سالگی با امانت گرفتن از کتابخونه خوندمش الان در سن ۲۳ سالگی بعد از گذشت یازده سال و داشتن یک نسخه برای خودم از این کتاب هنوز داستان کتاب من رو در روزمرگی زندگی به فکر فرو میبره چون تو دنیامون خیلی مصداق داره☘️»
««همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضی حیوانات برابرترند.»»
«هیچ کدام از حیوانات نمیتواند بر روی تخت بخوابد یا مشروب بخورد اما خوک ها میتوانند»
