«تنها چیزی را میخواستم که تمام عمر از من دریغ کرده بودند. داشتن یک زندگی معمولی»
صفحه ۲۲۲ · فصل شانزدهم
روح گریان من، داستانی واقعی از زندگی یکی از مرگبارترین جاسوسان تربیت شده ارتش کره شمالی است. دختری که در نوجوانی به سراغ آموزشهای سخت نظامی میرود. به عنوان جاسوس مشغول به کار میشود و همین شغل، او را به بسیاری از کشورهای دنیا میکشاند. عملیاتهای بسیاری انجام میدهد و در نهایت در ماموریت انفجار هواپیما در کره جنوبی شکست میخورد و دستگیر میشود.
جملههای ماندگار
«تنها چیزی را میخواستم که تمام عمر از من دریغ کرده بودند. داشتن یک زندگی معمولی»
صفحه ۲۲۲ · فصل شانزدهم
«من آن قهرمان ملی که زیردستان کیم قولش را داده بودند نشدم. راستش به چیزی کمتر از انسان نزول کردم. من یک هیولای بی ارزش و حقیر شدم.»
صفحه ۸ · مقدمه
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۷/۳
یه زندگی نامه واقعی که ارزش خوندن داره.شما میتونین تاثیر شست و شوی مغزی رو ببینین که میتونه یه بلایی سر آدمهای دیگه بیاره.