«این طعم دبش که روی لب های خودم احساس می کنم طعم آخرین بوسه ی اوست؟»
برگشت به صفحه کتاب

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار مثل خون در رگ های من
احمد شاملو/نشر چشمه/5 جمله
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب مثل خون در رگ های من رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«لبان بی محبت تو، سرد و نامهربان، از لبان من گریختند؛ چیزی که من درست به خلاف آن تصور می کردم!»
«برای فردایمان چه رویاها در سر دارم! آن رنگین کمان دور دستی که در خانه ی ماست، و در آن، شعر و موسیقی لبان یکدیگر را می بوسند و در وجود یکدیگر آب می شوند...»
«چه می دانستم که برای من، هیچگاه زندگی مفهوم درست خود را پیدا نخواهد کرد؟»
جلد
«عشق، عجب معجزهای است.»
