«مردن را به انتها برسان، این کمترین کاریاست که میتوانی انجامدهی، بعد از تمام آن دردسرهایی که متحمل شدهاند تا تو را به زندگی بیاورند. بدترین به پایان رسید. تو به قدر کافی به قتل رسیدهای، به قدر کافی خودکشی شدهای، که بتوانی روی پاهای خودت بایستی، مثل یک پسر بزرگ. این چیزیاست که مدام به خودم میگویم. و اضافه میکنم، به تمامی از خود بیخود، از بیحرکتی مهلک خلاص شو، نابجاست، در این اجتماع. نمیتوانند هرکاری بکنند. تو را در راه درست قرار دادهاند، با دست تو را به لبهی پرتگاه هدایت کردهاند، حالا به تو بسته است، با آخرین گام بدون کمک، تا قدردانیات را به آنها نشان بدهی.»
برگشت به صفحه کتاب

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار ننامیدنی
ساموئل بکت/چشمه/1 جمله
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب ننامیدنی رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
