«مرا در محبس بازوانت نگهدار و به اسارت زنجیرهای انگشتانت درآور که اسارت در میان بازوان تو چه شیرین است. سپر باش میان من و دنیا که دنیا در تو تجلی خواهد کرد .»
همه جملههای Atrin
۲ جمله ثبتشده
«شهرها را نبود ما غریب نمیکند. شهرها در فقدان انسان، امتداد مییابد. از تمام خنده ها، آن را بستای که جانشین گریستن شده است. واژهها در من ماندند و در من مذاب شدند و در آن سرمای زندگی سوز، واژهها در وجود من بستند هلیا»
