
کلارا و خورشید
کازوئو ایشی گورو، ایشی گورو
بدون امتیاز عددی
شاید احساساتم یکجایی از زندگی به اتمام رسید و یا شاید حجم احساسات موجود در این کتاب بیشتر از درک من بود با این حال قلم روان بود و پر کشش دیدار آخر کلارا با صاحب مغازه در ذهنم ماندگار میشود همچین لحظه ی تابیدن پرتوهای خورشید به درون اتاق جوزی
