
فئودور داستایفسکی
داستایووسکی نابغه است! تصور اینکه این کتاب سالها پیش از مسخ کافکا نوشته شده این تصور را بوجود می آورد که پیش درامدی بوده بر فضای گروتسک. استحاله روشنفکر بومی در شکم سرمایه شاید تلخترین بخش داستان اینجاست که ایوان ماتویچ، پس از مدتی که درون شکم تمساح است، دیگر به فکر نجات خودش نیست! او شروع میکند به تبلیغ اینکه «آنجا خیلی هم بد نیست» و حتی ایدههایی برای ترویج سبک زندگی تمساحی ارائه میدهد. همچنین نقدِ برنده داستایووسکی به روشنفکرانی است که در اثر وابستگی یا نفوذِ سرمایه خارجی، عملاً «مبلغانِ» آن سیستم میشوند. او معتقد بود این وابستگی باعث میشود روشنفکران، منافع ملی و اخلاق را فدای ایدئولوژیها یا جایگاههای اقتصادیِ مستقر در دلِ سرمایهی بیگانه کنند. در واقع، تمساح در اینجا ابزاری است که نشان میدهد چطور «نفوذ اقتصادی خارجی» میتواند هم ساختار قانونگذاری یک کشور را قبضه کند و هم «ایدئولوژی» روشنفکران آن کشور را تغییر دهد.


