«در جایی میان برف ها قلب شکسته اش را میبیند که دو تکه شده. هر دو تکه میدرخشیدن و زیر ان همه برف سفید میتپیدند.»
همه جملههای Palimpsest
۲ جمله ثبتشده
«قرار بود زندگی ام را پس بگیرم. شاید ای اتفاق بلافاصله پیش نمیاید اما بلاخره پیش میاید.»
۲ جمله ثبتشده
«در جایی میان برف ها قلب شکسته اش را میبیند که دو تکه شده. هر دو تکه میدرخشیدن و زیر ان همه برف سفید میتپیدند.»
«قرار بود زندگی ام را پس بگیرم. شاید ای اتفاق بلافاصله پیش نمیاید اما بلاخره پیش میاید.»