«بخشی از من به نوعی شب زنده داری نومیدانه ادامه میدهد و همزمان بخشی دیگر در تقلا است تا ناچیزترین امورم را به شیوهای نظم بخشد. این را به مثابه یک بیماری تجربه میکنم. نگویید سوگواری. سوگوار نیستم، رنج میکشم.»
صفحه ۳۷
۱ جمله ثبتشده
«بخشی از من به نوعی شب زنده داری نومیدانه ادامه میدهد و همزمان بخشی دیگر در تقلا است تا ناچیزترین امورم را به شیوهای نظم بخشد. این را به مثابه یک بیماری تجربه میکنم. نگویید سوگواری. سوگوار نیستم، رنج میکشم.»
صفحه ۳۷