
سارا پنر
☆پنج ستارهی طلایی درخشان☆ «گاهی بزرگترین گنجی که میشه پیدا کرد... عشقه.» ▪︎ در دل شب، جایی در ساحل پوزیتانو، دوازده زن با وردهایی باستانی دریا را به فرمان خود درمیآورند... این جمله تصویر آغازین دنیای جادویی رمان تازهی سارا پنر، نفرین آمالفی ئه. پنر دنیایی خلق کرده که توش تاریخ، جادو، عشق و اندوه به زیبایی در هم تنیده. رمان فانتزی و خوشخوانی که حتی باوجود لحظاتی آروم ما رو تا صفحهی آخر همراه خود نگه میداره. ▪︎ داستان در دو خط زمانی روایت میشه: یکی در سال ۱۸۲۱ در دهکدهی پوزیتانو و دیگری در زمان حال. ▪︎ در گذشته، با ماری دلوکا آشنا میشیم: زنی جوان و قویترین جادوگر دریایی که مسئول محافظت از روستا در برابر تهدیدهایی مثل دزدان دریایی رو داره ولی ماری از دریایی که مادر و خواهرش رو ازش گرفته متنفره و قصد داره با معشوق پنهانش هولمز بهزودی فرار کنه! اما برادران ماتزا که مافیای کشتیرانی ایتالیا هستند دختر ششساله یکی از استراگاها (جادوگر دریایی) رو میدزدن و پای ماری به یه داستان جادویی_مافیایی باز میشه! ▪︎ در زمان حال، هیون آمبرز، باستانشناس دریایی، برای تکمیل تحقیقات ناتمام پدرش و یافتن گنجی مرموز به پوزیتانو میآد. ورود او با غرق شدن عجیب یک کشتی تفریحی در شرایط آبوهوایی مساعد همزمان میشه، خیلی زود زمزمهی زنده شدن نفرین قدیمی، نفرین آمالفی، سر زبونها میوفته اما هیون یه کاوشگره و به قصهها و خرافات باور نداره. تحقیقات هیون برای کشف راز این غرق شدن و جستوجوی گنج، کمکم اون رو به گذشته و افسانهی نفرین آمالفی پیوند میده و مسیرش با ماری و اسرار پنهان در آبهای اطراف جزایر لیگالی تلاقی میکند. ▪︎ یکی از نقاط قوت رمان، فضاسازی دقیق و زندهشه. جزئیات رنگ، صدا و بافت طبیعی، مراسمهای جادویی و حالوهوای دریا تصویری ملموس و تاثیرگذار از ساحل آمالفی خلق میکنه. تمام تلاشم موقع ترجمه انتقال همین بافت و فرهنگ به مخاطب فارسی بود، مدتها درباره ایتالیا مطالعه کردم و سعی کردم با پانویسها فضای داستان رو برای خواننده بیشتر تشریح کنم. ▪︎ شخصیتپردازی دو زن اصلی داستان بهنوعی نماینده زنها و مشکلاتشون در هر نسل و دوره تاریخی هستند. کتاب تم فمنیستی داره و بیشتر تمرکزش روی همین تم و معمای کلیه تا بخش عاشقانه و فانتزی. پنر میتونست داستان رو طولانیتر و بخش عاشقانه رو پررنگتر کنه و واقعا هم داستان کشش داشت چون هولمز و انزو بیش از حد کراشن! اما خب متاسفانه مختصر و مفید نگه داشت اون بخشها رو! (گریه) باید اعتراف کنم خودم داستان ماری و خط زمانی گذشته رو بیشتر دوست داشتم، هر چند آخرش کمی از دست نویسنده حرص خوردم! (اگر کتاب رو خوندید حتما بنویسید ماری رو بیشتر دوست دارید یا هیون) ▪︎ نفرین آمالفی انتخابی عالی برای دوستداران رمانهای فانتزی-تاریخی، معمایی و روایتهای دوزمانه است. اگر به فضاسازیهای فرهنگی و طبیعی و داستانهایی که جادو و افسانه رو با واقعیت تلفیق میکنه علاقه دارید، این کتاب تجربهای متفاوت و تأثیرگذاره. تو فضای فانتزیهای پرشور و هیجان و اغلب تکراری کتابهای ترند، خوندن نفرین آمالفی با عشق ممنوعه و آرومش حالوهوای دیگهای داره! اگه دوست داشتی 20 صفحه اول کتاب رو بخونی بزن روی لینک: https://assets.kheilisabz.com/files/8f386c1a2f5b4270bfa85f506f790a55.pdf ☆ در نهایت باید بگم که: بچهی منههه فداش بشمه منههههه، این کتاب اولین تجربهی ترجمهی رسمی منه. امیدوارم بخونید، لذت ببرید و اگر دوست داشتید نظراتتون رو با من به اشتراک بذارید. کتاب جلد سخته، آستربدرقهش آرتداره و لبههاش کاملا چاپه! 🥹 اولین کتاب فوق خوشگل و خاص پرتقال که دقیقا عین نسخه محدود خارجی (بارنز&نوبلز) چاپ شده. 🥳🌊💘
