خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه نظرهای NILA

۲ نظر ثبت‌شده

جلد کتاب سال بلوا
سال بلوا

عباس معروفی

★★★★★

با قلم عباس معروفی از سمفونی مردگان اشنا شده بودم. هردو کتابی که از عباس معروفی خوندم هدیه از عزیز ترین افراد زندگیم بودن. وقتی سمفونی مردگان و میخوندم هرکاری میکردم نمیتونستم از غم ایدین جدا بشم. فکر نمیکردم سال بلوا بتونه به پای سمفونی مردگان برسه ولی حقیقتش فکر میکنم رسید. من متاسفانه چندان میونه‌ام با خلاصه داستان خوب نیست پس اونو می‌سپرم به دوستان صرفا نظرم و میگم .. قصه‌ی‌ نوشافرین رو از زمانی دنبال میکنیم که پدرش رو از دست داده در ادامه پدر نه به جهت شخص خودش بلکه به جهت تاثیری که هم خودش و هم اعمال و مرگش در زندگی نوشافرین داره توی داستان اورده میشه. اما شخصیت های اصلی داستان نوشافرین و دکتر معصوم اند! من شخصیت دکتر معصوم و نه از جهت حضورش بلکه از نظر تاثیر گذاری، موثر تر از حسینا میدونم و فکر میکنم خیلی شخصیت مهم تری بود_شاید اسپویل بشه براتون_ مثلا من فکر میکنم اونچه زندگی نوشافرین رو نابود کرد عشقش به حسینا نبود که اگه اینطوری فکر کنم احتمالا تفاوتی با خود دکتر معصوم ندارم! بلکه زندگی نوشافرین رو دکتر معصوم با کارها ، خساستش و بی مهری هاش به نابودی کشید.اوایل داستان توصیف ها اونقدر از دکتر معصوم بد نبود، چیزی که من احساس میکردم علاقه‌ی نوشافرین به همسری بود که هیچ درکی از احوالش نداره که خب در ادامه مشخص شد از اول هم هیچ مهر و محبتی در دکتر نبود ! حالا بگذریم .. مهم‌ترین ویژگی کتاب توصیف جامع و فوق العاده‌ی عباس معروفی از شرایط اجتماعی و سیاسی ایران بود. وقتی سروان خسروی دار رو نصب کرد فکر میکرد اینجوری جلوی یاغی ها رو میگیره اما نه تنها اوضاع بدتر شد بلکه مردم هم بر علیه‌اش شدن. حتی مخالفای دار ، طرفدارش شدن.حالا درسته دار و نصب کردیم ولی انقدر وحشیانه نکشید ! دکتر معصومی که خارج ایران تحصیل کرده بود اما ذهنیت سنتی و مرد سالارانه و خرافاتیش همچنان باقی مونده بود. مثلا دکتر معصوم هیزی رزم آرا رو نسبت به زنش تو خونه‌اش نمی‌دید ولی زنش بره خونه‌ی همسایه عیبه ! دکتری بدون ذره‌ای دلسوزی برای کسی به جز مادرش. من تا صفحه‌های اخر فکر میکردم دارم اتفاقات سال بلوا رو میخونم و بعد متوجه شدم اتفاقاتی بود که باعث شروع سال بلوا شده بود. کتاب و که میخوندم یاد نوشافرین‌های واقعی میفتادم. چندتا نوشافرین خودم میشناسم ؟ یکی از صحنه‌های مورد علاقه‌ام مرگ نوشافرین و عزاداری بقیه زن‌ها براش بود. اخه زن شما که از خونه بیرون نمی‌رفت ، چطور جذام گرفت ؟ البته به خوشگلی زن شما مادر بزاید. اوایل کتاب کمی گنگ بود تا با قلم معروفی همراه بشم منتها هرچی جلوتر میرفت همه‌چی واضح‌تر میشد. اونقدر کتاب پرباری بود که خیلی راحت میشه برای هر قسمتی ساعت ها صحبت کرد ولی متاسفانه نه علمشو دارم نه تواناییشو .. همینارو پذیرا باشین 🙇🏻‍♀️ داشتم فکر میکردم چه نمره‌ای بدم، اول که اصلا چطور میشه خوبی و بدی کتاب و با عدد نشون داد ؟ دوم اینکه به سال بلوا ۵ ندم به چی بدم ؟ اصلا باید چطور میبود که نبود ؟ نقد خاصی ندارم فقط چندان قصه‌ی عشق حسینا و نوشافرین برای من خاص نبود. صرفا احساسات خود نوشافرین بود که برای من جذاب بود. حالا بازم میگم به نظرم قصد خود عباس معروفی هم همین بود. وگرنه که حسینا تا اخر مبهم موند.

جلد کتاب وی
وی

نیکلای گوگول

★★★★★

اولین کتابی بود که از گوگول میخوندم و خیلی رندوم انتخابش کردم. من داستان‌های ترسناک رو دوست دارم منتها این داستان بیشتر از جهت توصیفاتی که از مدرسه علمیه ، دانشجوهای این مدرسه ، دین و ایمان بینشون داشت برای من جذاب تر بود که بیشتر تو نیمه‌ی اول داستان بهشون توجه شده بود. از نیمه‌ی دوم بیشتر به سمت کابوس‌ها و داستان‌های ترسناک محلی میره. تصویرسازی خیلی خوبی داشت با وجود اینکه توصیفات چندان زیادی هم نداشت، انگار همه چی رو میتونستم جلوی چشمم ببینم. یکم داستان مبهم بود در خصوص اینکه «وی» چیه یا اینکه در نهایت اون دختر جادوگر چی بود و چطور این کارا رو انجام میداد ؟ منتها فکر می‌کنم شاید اگه آشنایی بیشتری با داستان های فولکلور روسی و قلم گوگول داشته باشین بیشتر ارتباط بگیرین. درکل کتابی نبود که خیلی به دلم بشینه ولی جالب بود و قطعا که مشتاق شدم باقی آثار گوگول رو هم بخونم.