«مرده اند. حتی یک لحظه از دوستیمان هم یادم نمی آید، اما حس فقدانشان وجودم را پر میکند. راهی به خانه ندارم. من هم اینجا میمیرم. ولی برخلاف آنها من تنها میمیرم.»
فصل 6
۱ جمله ثبتشده
«مرده اند. حتی یک لحظه از دوستیمان هم یادم نمی آید، اما حس فقدانشان وجودم را پر میکند. راهی به خانه ندارم. من هم اینجا میمیرم. ولی برخلاف آنها من تنها میمیرم.»
فصل 6