خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های رضوان

۲ جمله ثبت‌شده

رضوان

@rezvan_ghasemi · ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «بابا لنگ دراز»

«خیلی حالب است که چطور بعضی جاها با بعضی افراد پیوند می‌خورند و آدم وقتی به آن جاها برمی‌گردد نمی‌تواند به آن افراد فکر نکند.»

رضوان

@rezvan_ghasemi · ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش»

«ما جان به در بردیم. هم تو هم من. آن هایی هم که جان سالم به در می‌برند یک وظیفه‌ای دارند. وظیفه ی ما این است که همه‌ی زورمان را بزنیم که به زندگی ادامه بدهیم. ولو زندگی‌هامان بی عیب و ایراد هم نباشد.»

صفحه ۲۵۹