
جان اشتاین بک
آیا ما محکوم به تکرار سرنوشت نیاکانمون هستیم؟ سوالی که تا پایان کتاب ما رو ترک نمیکنه. جوری که استاین بک میتونه خواننده رو طی نسلها در دره سالیناس با کارکترا همراه نگه داره و خستهش نکنه واقعا عالیه. کتاب روایت دو خانواده در چند نسل با الهام از داستان هابیل و قابیله؛ اما چیزی که داستان رو از یک روایت تکراری با شخصیتهای کاملا نمادین و تکبعدی متمایز میکنه شخصیتپردازی عمیق و رفتارهای گاها غیرپیشبینی کارکترهاست. استاین بک خواننده رو وادار میکنه که ابتدا بهدنبال نمادها و زنجیر اتفاقات داستان هابیل و قابیل بگرده و بعد بارها جای کارکترها رو با هم عوض میکنه تا در آخر از خودمون بپرسیم که آیا واقعا شر ذاتیه و بخشی از تقدیر و طبیعتمونه یا نتیجهی سلسله رفتارها و تصمیماتیه که ما در طول زندگیمون میگیریم؟ پ.ن: بنظرم کتی یکی از بهترین و تاریکترین شخصیتپردازیهایی رو داره که تا بحال خوندم.
