«رندانه است طریقی که مرگ ما را از پا میاندازد، و جوری هم وانمود میکند که انگاری فقط در کارِ تُنُک کردن و هَرَسی ساده است. یک نسل هیچ وقت با یک ضربه از پا نمیافتد.»
صفحه ۷۳

جملههای ماندگار کتاب
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب در وادی درد رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«رندانه است طریقی که مرگ ما را از پا میاندازد، و جوری هم وانمود میکند که انگاری فقط در کارِ تُنُک کردن و هَرَسی ساده است. یک نسل هیچ وقت با یک ضربه از پا نمیافتد.»
صفحه ۷۳
«درد هم حیات خودش را دارد. بیماری برای بیشتر زنده ماندن، چه نبوغی که به خرج نمیدهد. میگویند «بگذار طبیعت کارش را بکند». اما «مرگ» هم عضوی از «طبیعت» است، همانقدر که «زندگی». بقا و نابودی، با توانی برابر، در درون ما به جنگاند.»
صفحه ۵۷
«نوشتن از خود یکجور دستِ پیش گرفتن در برابر مرگ است و هراسِ فراموشی و فنا؛ مومیایی کردن نفس است، تمنای پیشانداختنِ محاکمه است؛ شلاق تطهیر است بر خود و بر میدان دید یا خواستِ فراهم آمدن پیشاپیشِ طومار اعمالی است برای روز مبادا: چنانکه روسو در نخستین سطرهای اعترافاتش مینویسد در صور که بدمند، خواهم آمد این نوشته را به دست گرفته، آواز خواهم داد: این است آنچه کردم و اندیشیدم و بودم؛ گویی حتی انتظارِ واپسین اعتراف در بستر احتضار هم دیگر ممکن نیست.»
صفحه ۹