«طبیعت به تمایزهای بین انواع گناه و انواع بیگناهی بیتفاوت است؛ تروریستها فعالانه آن تمایزها را نادیده گرفتند. هدف تروریستها شکلگیری همان چیزی بود که اخلاقیات میکوشد از آن جلوگیری کند: مرگ و ترس.(روسو بر این باور بود که ترس از مرگ بدتر از خود مرگ است، زیرا ترس آزادی ما را تهدید و زندگی را به کاممان تلخ میکند.)»
خشونت به یک انسان آسیب میزند، اما ترس میتواند خیلی فراتر از قربانی مستقیمش برود و رفتار آدمهای زیادی را تغییر دهد؛ میتواند آزادی انتخاب را محدود کند، اعتماد را از بین ببرد و آدمها را وادار کند برای مدتی طولانی با احتمال یک خطر زندگی کنند. به نظرم همینجاست که شر فقط در خود عمل باقی نمیماند و به فضایی تبدیل میشود که دیگران هم ناخواسته در آن زندگی میکنند.

