خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب مالوی

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار مالوی

ساموئل بکت/ثالث/4 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب مالوی رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«برای کسی که هیچ چیز ندارد، غدغن است از کثافت لذت نبرد.»

a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«در سکون تجزیه است که آن حس طولانی و گنگ را که زندگی‌ام بود به خاطر می‌آورم، و آن را به بوته‌ی داوری می‌گذارم، همانطور که می‌گویند خداوند مرا به بوته‌ی داوری خواهد گذاشت، با همان گستاخی.»

a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«عمر من، عمر من، حالا که درباره‌اش حرف می‌زنم انگار درباره چیزی حرف می‌زنم که به آخر رسیده، و حالا انگار شوخی‌ای است که همچنان ادامه دارد، و هیچکدام نیست، چون در آن واحد هم به آخر رسیده و هم ادامه دارد، و آیا برای این وضع اصلا زمانی وجود دارد؟»

a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«گه‌گاه میرفتم و مزارم را تماشا می‌کردم. سنگش را از پیش علم کرده بودند. صلیب رومی ساده‌ای بود، سفید. میخواستم بدهم نامم را رویش بگذارند، با عنوان آرامگاه و تاریخ میلادم. پس تنها چیزی که کم داشت تاریخ مرگم بود. بهم اجازه نمی‌دادند. گه‌گاه تبسمی بر لبانم می‌نشست، گویی پیشاپیش مرده باشم.»