«برای کسی که هیچ چیز ندارد، غدغن است از کثافت لذت نبرد.»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار مالوی
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب مالوی رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«در سکون تجزیه است که آن حس طولانی و گنگ را که زندگیام بود به خاطر میآورم، و آن را به بوتهی داوری میگذارم، همانطور که میگویند خداوند مرا به بوتهی داوری خواهد گذاشت، با همان گستاخی.»
«عمر من، عمر من، حالا که دربارهاش حرف میزنم انگار درباره چیزی حرف میزنم که به آخر رسیده، و حالا انگار شوخیای است که همچنان ادامه دارد، و هیچکدام نیست، چون در آن واحد هم به آخر رسیده و هم ادامه دارد، و آیا برای این وضع اصلا زمانی وجود دارد؟»
«گهگاه میرفتم و مزارم را تماشا میکردم. سنگش را از پیش علم کرده بودند. صلیب رومی سادهای بود، سفید. میخواستم بدهم نامم را رویش بگذارند، با عنوان آرامگاه و تاریخ میلادم. پس تنها چیزی که کم داشت تاریخ مرگم بود. بهم اجازه نمیدادند. گهگاه تبسمی بر لبانم مینشست، گویی پیشاپیش مرده باشم.»
