خانه کتاب بی

مالوی

Molloy

نویسنده:ساموئل بکت
۸۹ بازدید

معرفی کتاب مالوی

«مالوی» از مهم‌ترین آثار ساموئل بکت، رمانی است که در مرز میان روایت، تک‌گویی و تأمل فلسفی حرکت می‌کند. داستان، ذهنی سرگردان و زبانی مینیمال را پیش روی خواننده می‌گذارد؛ جایی که شخصیت اصلی در جست‌وجوی مادر، هویت و حتی معنای حضور خودش، مدام در رفت‌وآمد میان خاطره، واقعیت و فرسودگی ذهنی است. فضای رمان سرد، خلوت و گاهی خشن است؛ اما در همین خلوت، بکت با نثری موجز و حساب‌شده، تنهایی انسان، ناتوانی در بیان، و ازهم‌گسیختگی ادراک را به تصویر می‌کشد. «مالوی» از آن کتاب‌هایی است که بیش از آن‌که قصه‌ای خطی تعریف کند، خواننده را وارد تجربه‌ای ذهنی و وجودی می‌کند. اگر به ادبیات تأمل‌برانگیز، رمان‌های فلسفی و متن‌هایی با لحن متفاوت و چالش‌برانگیز علاقه دارید، «مالوی» انتخابی جدی و ماندگار است. این رمان برای کسانی مناسب است که از خواندن آثار عمیق، تاریک و چندلایه لذت می‌برند و دوست دارند در متن، با پرسش‌های بنیادین زندگی روبه‌رو شوند.

مشخصات کتاب مالوی

صفحات
256
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9789643808891
چاپ اول
1951

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره ساموئل بکت

تصویر ساموئل بکت

ساموئل بکت

Samuel Beckett

ساموئل بکت نویسنده، نمایشنامه‌نویس و شاعر ایرلندی‌تبارِ قرن بیستم بود که بیشتر با آثار مینیمال، تلخ و تأمل‌برانگیزش درباره تنهایی، انتظار و پوچی شناخته می‌شود. او بخش مهمی از زندگی و کار خود را در فرانسه گذراند و هم به انگلیسی و هم به فرانسوی می‌نوشت. نگاه او به زبان و سکوت، و شیوه خاصش در ساده‌سازی روایت، تأثیر عمیقی بر ادبیات و تئاتر مدرن گذاشت. بکت را بیشتر با نمایشنامه‌هایی مانند «در انتظار گودو» و «پایان بازی» می‌شناسند، اما در رمان و داستان کوتاه هم آثاری مهم دارد. جهان داستانی او اغلب شخصیت‌هایی تنها، سرگردان و درگیر پرسش‌های بنیادی درباره معنا، حافظه و ناتوانی انسان را نشان می‌دهد. نثر و نمایش‌های او معمولاً کوتاه، فشرده و در عین حال سرشار از لایه‌های فلسفی‌اند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های مالوی

افزودن جمله
a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«برای کسی که هیچ چیز ندارد، غدغن است از کثافت لذت نبرد.»

a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«در سکون تجزیه است که آن حس طولانی و گنگ را که زندگی‌ام بود به خاطر می‌آورم، و آن را به بوته‌ی داوری می‌گذارم، همانطور که می‌گویند خداوند مرا به بوته‌ی داوری خواهد گذاشت، با همان گستاخی.»

a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«عمر من، عمر من، حالا که درباره‌اش حرف می‌زنم انگار درباره چیزی حرف می‌زنم که به آخر رسیده، و حالا انگار شوخی‌ای است که همچنان ادامه دارد، و هیچکدام نیست، چون در آن واحد هم به آخر رسیده و هم ادامه دارد، و آیا برای این وضع اصلا زمانی وجود دارد؟»

a

@amirarf · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«گه‌گاه میرفتم و مزارم را تماشا می‌کردم. سنگش را از پیش علم کرده بودند. صلیب رومی ساده‌ای بود، سفید. میخواستم بدهم نامم را رویش بگذارند، با عنوان آرامگاه و تاریخ میلادم. پس تنها چیزی که کم داشت تاریخ مرگم بود. بهم اجازه نمی‌دادند. گه‌گاه تبسمی بر لبانم می‌نشست، گویی پیشاپیش مرده باشم.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب مالوی

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.