خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب عمارت رصدخانه

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار عمارت رصدخانه

ادوارد کری/کنار/2 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب عمارت رصدخانه رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

Itty bitty tarane

@taraneshirazi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«پدر مات و متحیر خشکش زده بود، اصلاً درک نمی‌کرد چرا بدنش که در طول روز این‌همه فهمیده و مؤدب است باید شب‌ها صداهای ناخوشایند و ترسناکی از خودش دربیاورد. پدر به این نتیجه رسید که نمی‌شود به بدنی اعتماد کرد که شب‌ها به او خیانت می‌کند. او با صبروحوصله منتظر ماند تا بدن بی‌وفایش سر عقل بیاید و دست از این مخفی‌کاری‌ها بردارد و آن‌قدر منتظر آن لحظه ماند که دیگر بدنش خسته شد و پدر را بُرد بیرون، هر چند ذهن پدر به‌شدت مخالف چنین کاری بود.»

Itty bitty tarane

@taraneshirazi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«حتی خاطره‌ها هم نقطهٔ پایانی دارند. هیچ خاطره‌ای نیست که تا ابد دوام بیاورد مگر پیوندی با زمان حال داشته باشد. و هیچ‌کس نیست که بتواند زمان حال را به یاد بیاورد. زمان حال قاتل خاطره‌هاست.»