«چرا بعضی از دخترها باید همه چیز گیرشان میآمد و بعضی دیگر هیچی؟ عادلانه نبود!»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار قصر آبی
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب قصر آبی رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«وقتی نمیتوانی طعمه به قُلاب کنی، رفتن پی ماهیگیری بیفایده است.»
«يک بشقاب سيب، آتش شومينه ويک كتاب خوب براى خواندن جایگزین خوبى براى بهشت است.»
«عشق! این تسخیر جسم و روح و ذهن عجب گزنده، عذابآور و بیاندازه شیرین بود!»
«دانستم که بدون تو نمی توانم زندگی کنم.»
«دنیا دوباره خوب شد، چون تو در آن بودی عزیزم. دلم می خواست برای همیشه همان طور که بودیم به زندگی ادامه دهیم.»
صفحه ۴۱۱
«تو باعث شدی دوباره به واقعی بودن عشق و دوستی ایمان بیاورم.»
صفحه ۴۱۱
«کسی را یافته بود که به او نیاز داشت.»
صفحه ۱۶۴
«-دلت برایم تنگ شده، مهتاب؟ +انگار از وقتی رفته ای، صد سال گذشته. -دیگر تنهایت نمی گذارم.»
«این که کسی مثل تو پیشم باشد برایم مثل بهشت است.»
صفحه ۱۶۴
«در لفافه گفت بزرگ ترین خوشبختی این است که در شعر زندگی خود را پیدا کنید.»
«می دانید همه ما مرده ایم؛ تمام خاندان استرلینگ. فقط بعضی هایمان دفن شده اند و بعضی هنوز دفن نشده ایم؛ این تنها تفاوت بین ما و آنهاست.»
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
صفحه ۳۱۹ · 32
