خانه کتاب بی
Book Influencerتاییدشدهاینفلوئنسر تأیید شدهرمان
6

Ladymarginalia

✓

@ladymarginalia

استاد کتاب‌بازها

بلاگر کتاب

📚 کلاسیک‌خوانِ عاشق قصه‌ها ☕ چند صفحه کتاب، کمی خیال، کمی حاشیه‌نویسی ♡ Lady Marginalia

جایگاه کاربر در کتاب بی

سطح فعلی
سطح 6 · استاد کتاب‌بازها
6
2269 امتیازبالاترین سطح فعلی
نشان‌های تازه
⭐چهره فعال🌟خواننده محبوب📣صدای جمع🗣️صدای قابل اعتماد💬گفت‌وگوساز
23
نظرها
22
جمله‌ها
76
حلقه‌ها
2269
امتیاز
6
سطح
14
نشان‌ها

نشان‌ها و افتخارها

⭐

چهره فعال

gold

به ۲۰۰۰ امتیاز رسیدی.

🌟

خواننده محبوب

bronze

۱۰ نفر تو رو دنبال می‌کنن.

📣

صدای جمع

gold

۱۰۰ پاسخ در حلقه‌ها ثبت کردی.

🗣️

صدای قابل اعتماد

silver

به ۱۲۰۰ امتیاز رسیدی.

💬

گفت‌وگوساز

silver

۳۰ پاسخ در حلقه‌ها ثبت کردی.

📚

کتاب‌خوان جدی

silver

به ۷۰۰ امتیاز رسیدی.

📝

منتقد جدی

silver

۱۰ نظر برای کتاب‌ها نوشتی.

🧭

راهبر حلقه‌ها

gold

۵ حلقه کتاب‌خوانی ساختی.

🫂

عضو حلقه‌ها

silver

عضو ۵ حلقه کتاب‌خوانی شدی.

📖

عضو فعال

bronze

به ۳۰۰ امتیاز رسیدی.

🌱

میزبان حلقه

bronze

اولین حلقه کتاب‌خوانی خودت رو ساختی.

✍️

منتقد تازه‌کار

bronze

۳ نظر برای کتاب‌ها نوشتی.

✨

شروع جدی

bronze

به ۱۰۰ امتیاز رسیدی.

👥

اهل گفت‌وگو

bronze

وارد اولین حلقه کتاب‌خوانی شدی.

حلقه‌های کتاب‌خوانی

حلقه‌های ساخته‌شده زودتر نمایش داده شده‌اند؛ سپس تازه‌ترین حلقه‌هایی که این کاربر عضو آن‌هاست.

در حال بارگذاری آمار مطالعه...

لیست مطالعه

کتاب‌های خوانده‌شده

جلد کتاب برج بابل: پالیکوشکا

برج بابل: پالیکوشکا

لیو تالستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب اتاق شماره 6

اتاق شماره 6

آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف

بدون امتیاز
جلد کتاب سه تفنگدار

سه تفنگدار

الکساندر دوما

بدون امتیاز
جلد کتاب بر باد رفته

بر باد رفته

مارگارت میچل

بدون امتیاز
جلد کتاب نازنین

نازنین

فیودور داستایوسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب بیگانه

بیگانه

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب 4: قصه هایی از مثنوی مولوی

قصه های خوب برای بچه های خوب 4: قصه هایی از مثنوی مولوی

مهدی آذریزدی

بدون امتیاز
جلد کتاب سعادت زناشویی

سعادت زناشویی

لئو تولستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب جزیره ی گنج

جزیره ی گنج

رابرت لوییس استیونسون

بدون امتیاز
جلد کتاب تاریخ موسیقی غرب

تاریخ موسیقی غرب

ری بنت، هیوم ام میلر، دیل کاکرل

بدون امتیاز
جلد کتاب تئوری موسیقی

تئوری موسیقی

محسن الهامیان

بدون امتیاز
جلد کتاب تنگنا

تنگنا

لیانید آندری یف

بدون امتیاز
جلد کتاب الیور تویست

الیور تویست

چارلز دیکنز

بدون امتیاز
جلد کتاب the forty rules of love: ملت عشق

the forty rules of love: ملت عشق

الیف شافاک

بدون امتیاز
جلد کتاب تکه هایی از یک کل منسجم

تکه هایی از یک کل منسجم

پونه مقیمی

بدون امتیاز
جلد کتاب قصر آبی

قصر آبی

ال ام مونتگمری، ال. ام. مونتگمری

بدون امتیاز
جلد کتاب مغازه ی خودکشی

مغازه ی خودکشی

ژان تولی

بدون امتیاز
جلد کتاب ناطور دشت

ناطور دشت

جی دی سلینجر، جی. دی. سلینجر، جروم دیوید سلینجر

بدون امتیاز
جلد کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو

آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

بدون امتیاز
جلد کتاب کتابخانه نیمه شب

کتابخانه نیمه شب

مت هیگ

بدون امتیاز
جلد کتاب بامداد خمار

بامداد خمار

فتانه حاج سیدجوادی

بدون امتیاز
جلد کتاب بلندی های بادگیر

بلندی های بادگیر

امیلی برونته

بدون امتیاز
جلد کتاب دن کیشوت

دن کیشوت

میگل سروانتس، میگوئل دو سروانتس

بدون امتیاز
جلد کتاب شب های روشن

شب های روشن

فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب من پیش از تو

من پیش از تو

جوجو مویز

بدون امتیاز
جلد کتاب هزار و یک شب

هزار و یک شب

ابراهیم اقلیدی، ّ

بدون امتیاز
جلد کتاب سنگ کاغذ قیچی

سنگ کاغذ قیچی

آلیس فینی

بدون امتیاز
جلد کتاب دزیره 1

دزیره 1

آن ماری سلینکو

بدون امتیاز
جلد کتاب برباد رفته

برباد رفته

مارگارت میچل

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ ایوان ایلیچ

مرگ ایوان ایلیچ

لئو تولستوی، لیف تالستوی، لیو تالستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب نورثنگر ابی

نورثنگر ابی

جین آستین

بدون امتیاز
جلد کتاب غرور و تعصب

غرور و تعصب

جین آستین

بدون امتیاز
جلد کتاب بینوایان

بینوایان

ویکتور هوگو

بدون امتیاز
جلد کتاب کنت مونت کریستو

کنت مونت کریستو

الکساندر دوما، آلکساندر دوما

بدون امتیاز

آخرین نظرها و امتیازها

جلد کتاب برج بابل: پالیکوشکا
برج بابل: پالیکوشکا
★★★★★

«پالیکوشکا» برای من بیش از آنکه داستانی درباره یک فاجعه باشد، تصویری کوتاه و تلخ از چهره فقر و بی‌اعتباری بود؛ از موقعیتی که در آن انسان فقیر نه‌ تنها از آسایش و امنیت محروم است، بلکه حتی در برابر یک سوءظن کوچک نیز پشتوانه‌ای برای دفاع از خود ندارد. پالیکوشکا از همان ابتدا در موقعیتی شکننده قرار دارد. گذشته‌اش باعث شده دیگران با دیدهٔ تردید به او نگاه کنند و همین پیش‌داوری، اهمیت زیادی در سرنوشت او پیدا می‌کند. در چنین جهانی، گاهی لازم نیست انسان واقعاً گناهکار باشد؛ کافی است پیشاپیش شایستهٔ اعتماد دانسته نشود. فقر در این داستان فقط نداشتن پول نیست؛ نوعی بی‌پناهی اجتماعی است که آدم را در برابر قضاوت دیگران بسیار آسیب‌پذیر می‌کند.

جلد کتاب سه تفنگدار
سه تفنگدار
★★★★★

جالبترین و دوست داشتنی ترین قسمت داستان نویسی دوما اینه که خواننده باید منتظر باشه اما نباید معطل بشه. اگرچه کتاب طولانیه ولی هیچ قسمتی ار کتاب حس نمیکنید داستان به پوچی و کش اومدن بیخود دچار شده. واقعاً دوما داستان پرداز حرفیه ای که شما رو هر فصل با داستان همراه میکنه.

جلد کتاب اتاق شماره 6
اتاق شماره 6
★★★★★

«اتاق شماره ۶» بیش از آنکه درباره‌ی عقل و جنون باشد، درباره‌ی رنج انسان و بی‌تفاوتی انسان‌ها نسبت به رنج یکدیگر است؛ درباره‌ی اینکه گاهی تا وقتی خودمان به اتاق شماره ۶ وارد نشده‌ایم، تصور می‌کنیم رنج دیگران را به‌خوبی می‌فهمیم. شاید ترسناک‌ترین بخش ماجرا هم همین باشد: هیچ‌کس نمی‌داند مرز میان «آن‌ها» و «ما» دقیقاً کجاست.

جلد کتاب نازنین
نازنین
★★★★★

تا به امروز، اگر قرار باشد از میان تمام کتاب‌هایی که خوانده‌ام، نام اثری را بیاورم که برای من معنای واقعی جمله‌ی «گاهی چه زود دیر می‌شود» باشد، بی‌شک «نازنین» داستایفسکی را انتخاب می‌کنم. کتابی که برای من فقط یک داستان نبود؛ انگار مواجهه‌ای بود با بخشی از حقیقت تلخ زندگی آدم‌ها؛ با حرف‌هایی که گفته نمی‌شوند، احساساتی که پنهان می‌مانند، غروری که اجازه نمی‌دهد دستمان را به موقع دراز کنیم و فرصت‌هایی که خیال می‌کنیم همیشه برای جبرانشان وقت داریم. اما همیشه وقت نداریم. داستایفسکی در چند صفحه‌ی پایانی کاری با من کرد که کمتر کتابی توانسته بود؛ چند صفحه‌ی آخر را با اشک و آه خواندم و بعد از تمام شدنش، مدتی فقط به آخرین صفحه نگاه کردم. شاید بعضی کتاب‌ها را تمام می‌کنیم و کنار می‌گذاریم؛ اما بعضی کتاب‌ها تازه بعد از تمام شدن، در ذهنمان شروع می‌شوند. «نازنین» برای من از همان‌ها بود.

جلد کتاب بیگانه
بیگانه
★★★★★

راستش «بیگانه» برای من بیشتر از اینکه یک رمان درباره‌ی پوچی باشه، درباره‌ی آدمی بود که آن‌قدر از احساس، رابطه و معنای زندگی فاصله گرفته که کم‌کم به یک آدم خالی تبدیل شده. مرسو برای من نه قهرمان بود، نه آدمی که بشه به خاطر «صادق بودن با خودش» تحسینش کرد. اتفاقاً یکی از چیزهایی که در طول خواندن کتاب آزارم داد همین بی‌تفاوتی عجیبش بود. انگار هیچ‌چیز واقعاً برایش اهمیت نداشت؛ نه مرگ مادرش، نه احساسات ماری، نه آدم‌هایی که وارد زندگی‌اش می‌شدند و نه حتی آینده‌ی خودش. اینکه مرسو احساساتش را تظاهر نمی‌کرد، به‌خودی‌خود برای من فضیلت محسوب نمی‌شه. آدم می‌تونه اهل تظاهر نباشه و در عین حال نسبت به آدم‌های اطرافش احساس مسئولیت داشته باشه. اما مرسو به نظرم از این مرحله هم فراتر رفته بود؛ انگار اصلاً پیوندی با جهان اطرافش نداشت. و همین‌جا بود که برای من «پوچی» ترسناک شد. من فکر می‌کنم وقتی آدم هیچ معنا، دلبستگی یا مسئولیتی برای خودش قائل نباشه، ممکنه کم‌کم مرز بین درست و غلط هم براش بی‌رنگ بشه. اگر هیچ‌چیز ارزشمند نباشه، پس چه چیزی قراره جلوی آدم رو از ویران کردن خودش یا حتی دیگری بگیره؟ برای همین من با این نگاه که «مرسو فقط آدم متفاوتی بود که جامعه نتونست درکش کنه» خیلی کنار نمیام.

جلد کتاب سعادت زناشویی
سعادت زناشویی
★★★★★

بعضی کتاب‌ها رو که تموم می‌کنی، همون لحظه می‌دونی چه نظری درباره‌شون داری. بعضی‌ها اما باید یه گوشه‌ای از ذهنت بمونن؛ چند روز بگذره، اتفاقی به یک جمله یا یک صحنه‌شون فکر کنی و تازه بفهمی چرا این‌قدر درگیرت کرده‌اند. فکر می‌کنم «سعادت زناشویی» برای من از دسته‌ی دومه. هنوز درباره‌ی پایانش نظر قطعی ندارم. نه اینکه پایانش ناراحتم کرده باشه؛ اتفاقاً کتاب برای من تلخ و ناگوار نبود. بیشتر شبیه دیدن یک واقعیت بود؛ واقعیتی که شاید چندان رمانتیک نباشه، اما صادقانه‌ست. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که تولستوی عشق رو فقط در لحظه‌های پرشور و قشنگش نگه نمی‌داره. می‌ذاره عشق وارد زندگی بشه؛ وارد روزمرگی، ازدواج، خانواده، عادت و گذر زمان. و بعد نشونمون می‌ده که آدم‌ها همون آدم‌های روز اول نمی‌مونن و شاید سخت‌ترین بخش یک رابطه، نه عاشق شدن، که فهمیدنِ آدمی باشه که کنارته و فهمیدنِ خودت در طول این سال‌ها. برای همین، «سعادت زناشویی» برای من خیلی ملموس‌تر از «مرگ ایوان ایلیچ» بود. «مرگ ایوان ایلیچ» من رو به فکر مرگ و معنای زندگی انداخت، اما این یکی بیشتر من رو برد سمت خودِ زندگی؛ سمت رابطه‌هایی که قرار نیست همیشه شبیه روزهای اولشون بمونن، آدم‌هایی که تغییر می‌کنن و احساساتی که شکلشون عوض می‌شه، بدون اینکه الزاماً تمام چیزی که بین دو نفر بوده، دروغ یا بی‌ارزش شده باشه. شاید عجیب باشه، ولی با اینکه کتاب درباره‌ی «سعادت» حرف می‌زنه، من بیشتر از خوشبختی، درباره‌ی واقعی بودن فکر کردم. اینکه شاید یک رابطه‌ی واقعی قرار نیست همیشه هیجان‌انگیز باشه. قرار نیست همیشه همدیگه رو کامل بفهمیم. قرار نیست عشق همیشه همون شکلی بمونه که روز اول بوده. و شاید پذیرفتن همین تغییرات، خودش بخشی از بزرگ شدن آدم‌هاست. نمی‌دونم هنوز دقیقاً چه برداشتی از پایان دارم. باید بذارم کتاب کمی توی ذهنم بماند. ولی درباره‌ی یک چیز مطمئنم: من این کتاب رو خیلی دوست داشتم. شاید حتی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم. ۱۰ از ۱۰.

آخرین جمله‌ها

جلد کتاب سه تفنگدار
سه تفنگدار

«عشق يک نوع لاتارى است كه بردش مرگ است، پس خوشا به حال تو که باختی ونبردى؛ و اگر از من میشنوى، در این قمار تا توانى بباز و مبر.»

جلد کتاب نورثنگر ابی
نورثنگر ابی

«از دست دادن شاید گاهی نوعی بدست آوردن باشد.»

جلد کتاب نورثنگر ابی
نورثنگر ابی

«درست است که برای بیشتر مردان سر به هوا، نادانی زن کلّی به جذابیت شخصی زنان اضافه می‌کند؛ امّا بالأخره عدّه‌ای از مردان هم آنقدر عقل و معلومات دارند که غیر از نادانی، طالب چیزهای دیگری هم در زنان باشند.»

جلد کتاب سعادت زناشویی
سعادت زناشویی

«زندگی برای همنوع، جایی که میل به زندگی برای خودم نیز ندارم چه معنایی دارد؟»

جلد کتاب سعادت زناشویی
سعادت زناشویی

«ما همه، خاصه شما زن‌ها، باید کشاکش زشت و بی معنای زندگی را تنها طی کنیم تا به اصل پاکیزه آن برسیم. کسی تجربه های دیگری را باور نمی‌کند و نمی‌پذیرد.»

جلد کتاب ناطور دشت
ناطور دشت

«مى دونم مرده! فكر كردى نمى دونم؟ ولى مى تونم دوستش داشته باشم، نمى تونم؟ نمى شه كه فقط به خاطر اين كه يكى مرده آدم از دوست داشتنش دست بكشه... مخصوصاً اگه اون آدم هزاربار بهتر از تک‌تک زنده ها باشه.»

نویسنده‌های دنبال‌شده