«اما فکر میکنم حسی که توی دلمونه مثل قطره های بارونه که از برگای خیس میچکه،اما آسمون دیگه صاف شده و بارون نمیباره.»
صفحه ۴۱

جملههای ماندگار کتاب
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب غول مدفون رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«اما فکر میکنم حسی که توی دلمونه مثل قطره های بارونه که از برگای خیس میچکه،اما آسمون دیگه صاف شده و بارون نمیباره.»
صفحه ۴۱
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
«- تو و شوهرت چهطور عشقتان را بههم ثابت خواهید کرد وقتی گذشتهای را که باهم داشتهاید بهیاد نیاورید؟»
«شاید خداوند آنقدر از ما و اعمال ما متاسف است که میخواهد آن را نادیده بگیرد و همانجور که غریبه به آیوِر گفته، وقتی خود خداوند نادیده بگیرد، چه جای تعجب که ما هم نگیریم.»
صفحه ۸۱ · فصل سوم