خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب داستان های جنون و ترس و خیال

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار داستان های جنون و ترس و خیال

ادگار آلن پو/بیدگل/2 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب داستان های جنون و ترس و خیال رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

Paníz

@panizly · ۹ مهر ۱۴۰۵

«رازهایی هستند که به فاش شدن راه نمی‌دهند. آدم‌ها شبانه، درحالی‌ که دست روحانی شافی را می‌فشارند و با درماندگی به چشمانش زل می‌زنند، در بسترشان می‌میرند، یا با یأسی از سویدای جان، با بغضی که گلویشان را به خاطر قباحت اسرار نهانشان می‌فشارد، اسراری که به فاش شدن راه نمی‌دهند. ولی افسوس که گاه وحشت برای گران‌چنان بر وجدان سنگینی می‌کند که فقط می‌شود آن را با خود به گور برد.»

Paníz

@panizly · ۹ مهر ۱۴۰۵

«مرزهایی که زندگی و مرگ را از هم جدا می‌کنند در بهترین حالت گنگ و مبهم‌اند. چه کسی می‌تواند بگوید زندگی کجا پایان می‌یابد و مرگ از کجا آغاز می‌شود؟»