خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب شازده کوچولو

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار شازده کوچولو

آنتوان دو سنت اگزوپری/نگاه/12 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب شازده کوچولو رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

Niknam

@niknam · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«این آدم ها چقدر عجیبا!؟»

Nooshin

@witty · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«از او پرسیدم پس توهم تشنه ای؟ با سادگی گفت: ممکن است آب برای قلب هم خوب باشد...»

Nooshin

@witty · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«من آن روز چهل و چهار بار غروب آفتاب را تماشا کردم...»

Nooshin

@witty · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«بعضی وقت ها عیبی ندارد که آدم کاری را به بعد موکول کند اما اگر کار ریشه کن کردن یک درخت بائوباب را عقب بیندازد مصیبت بار میشود و او برای ریشه کن کردن بوته ی بائوباب امروز و فردا کرد...»

کمندکاظمی

@kamand.kazemi · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«آدم‌ها دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند. همه چیز را همین جور حاضر آماده از دکان‌ها می‌خرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدم‌ها مانده‌اند بی‌دوست...»

رادیو قاصدک

@radioghasedak · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«این مار بوآئیه که فیل خورده!»

ن

@nznnpk · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند ، آدم ها بی دوست هستند...»

ن

@nznnpk · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«شازده کوچولو گفت : آدم ها کجا هستند؟ آدم در کویر احساس تنهایی میکند. مار گفت: کنار آدم ها هم احساس تنهایی میکنی.»

V

@vala.zanganegmail.com · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«با چشمِ دل می‌شه خوب دید. چیزِ اصلی با چشم‌ها دیده نمی‌شه»

V

@vala.zanganegmail.com · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«همون وقتی که برایِ گلِ رزت صرف کردی، اون گل رو برات این‌قدر مهم کرده»

V

@vala.zanganegmail.com · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«بعد از اهلی شدن، من برای تو در تمام دنیا بی‌همتا خواهم بود و تو برای من بی‌همتا…»

SHAHRYAR2a

@shahryar2a · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««من آن روز چهل و چهار بار غروب آفتاب را تماشا کردم...»»

«من آن روز چهل و چهار بار غروب آفتاب را تماشا کردم...»