خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب رویای دویدن

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار رویای دویدن

وندلین ون درانن/پرتقال/3 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب رویای دویدن رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

Nahal

@inahal · ۲۰ شهریور ۱۴۰۵

«نمی‌دانم اگر سالها بعد به گذشته‌ام نگاه کنم، چه می‌بینم. نمیدانم این زمستان برایم چقدر طول خواهد کشید. تا کی باید تنها کورسویی از روشنایی را حس کنم. نمی‌دانم آیا تنها کافی است تلاش کنم و یخبندان را از بین ببرم یا این یخ برای مدتی نرم می‌شود و دوباره سفت و سخت برمی‌گردد سر جای اولش.»

صفحه ۲۳۵ · فصل ۷

𝘮𝘪𝘦☁️

@samiye · ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

«حس می‌کنم زیر لایه‌ای از یخ گیر افتاده‌ام و به همان هوای کم زیر یخ دل‌خوشم و آن یخ سرد و سخت من را از هوایی که می‌تواند نجاتم بدهد دور نگه‌داشته؛ چیزی نمانده غرق بشوم.»

صفحه ۱۶۳ · بخش سه: بی‌پروا، فصل ده

Nahal

@inahal · ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

«همیشه من قوی‌تر بودم. ولی خب چه باید به او بگویم؟ به بقیه چه باید بگویم؟ پشت هم بگویم چیزی نیست، نگران نباشید من حالم خوب است؟ ولی بیشتر دلم میخواهد داد بزنم و از آنها بپرسم: چرا من؟ چرا من؟»

صفحه ۲۸ · فصل نهم