«وضعیت استثنایی بهعنوان صورت قانونی آن چه نمیتواند صورت قانونی به خود بگیرد... در حکم واکنشی فوری قدرت دولتی به حادترین منازعات و کشمکشهای داخلی است که در یک منطقه تصمیم ناپذیر قرار می گیرد... توتالیتاریسم مدرن را میتوان بر پا کردن جنگ داخلی قانونی از طریق اعلام وضعیت استثنایی تعریف کرد، جنگی که امکان حذف فیزیکی نه فقط دشمنان سیاسی، بلکه تمام آن گروههایی از شهروندان را فراهم میآورد که به دلایلی قابل ادغام در کلیت نظام سیاسی نیستند. از آن زمان به بعد، ایجاد دلبخواهی وضعیت اضطراری دائمی( گرچه شاید نه با اعلام رسمی در معنای حقوقی کلمه ) به یکی از رَویههای اصلی دولتهای معاصر از جمله دول بهاصطلاح دموکراتیک بدل شده است. در برابر گسترش توقفناپذیر آن چه به «جنگ داخلی عالم گیر» موسوم شده، وضعیّت استثنایی به طور روزافزونی رو به آن دارد که به پارادايم اصلی حکومت در سیاست معاصر بدل شود. این تبدیل وضعیت استثنایی از تمهیدی موقتی و استثنایی به تکنیکی حکومتی ساختار و معنای تمایز سنتی میان اشکال قانون اساسی را در معرض استحالهی ریشهای قرار میدهد. در واقع این استحاله پیشاپیش بهطور محسوسی رخ داده است. این منظر، وضعیت استثنایی عملاً آستانهی تعیین ناپذیری میان دموکراسی و استبداد مطلقه جلوهگر میشود.»
صفحه ۲۱

