خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب پروست و من

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار پروست و من

رولان بارت/افق/2 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب پروست و من رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

مهتاب

@mahtab1996 · ۸ شهریور ۱۴۰۵

«فقط تو هستی که هرگز نمیتوانی از خود جز یک تصویر چیزی دگر ببینی. تو هرگز چشمانت را نمیبینی مگر وقتی که آن نگاه بی فروغت در آینه یا روی شیشه افتد (دوست دارم چشمانم را وقتی به تو مینگرند ببینم) خاصه که از نظر کالبدت محکوم به آنی که فقط تصویری از آن ببینی.»

صفحه ۳۲

مهتاب

@mahtab1996 · ۸ شهریور ۱۴۰۵

«زمانی فرا میرسد که هرچه کرده‌ای، هرچه نوشته‌ای، همه کارها و اعمالت کمی به نظرت تکراری میرسد. انگار محکوم به آن هستی که تا ابد آنها را تکرار کنی... بعد ناگهان جلوی چشمت آینده‌ای که برایت باقی مانده آشکار میشود، زمانی که برای نوشتن و کارکردن فرصت داری، چیزهایی که به نظرت تازه میرسد... کسی که آینده را فاقد هرچیز تازه ببیند کاملا خود را در زندان احساس می کند. تعریف زندان همین است. مگر نیست؟»

صفحه ۱۶ · نویسنده غایب