خانه کتاب بی
برگشت به حلقه‌های باهم‌خوانی
باهم‌خوانی شرق بهشت
حلقه کتاب‌خوانیعضویتیشرق بهشت

باهم‌خوانی شرق بهشت

یک حلقه آنلاین و مبتنی بر متن برای مطالعه رمان «شرق بهشت» اثر جان اشتاین‌بک. ما رمان را به آرامی، بخش به بخش، خواهیم خواند و به جای جلسات حضوری، از طریق نوشتن با هم ملاقات خواهیم کرد. هر هفته، ما بخش‌ها، سوالات، مشاهدات، فکرها و اختلاف نظرها را به اشتراک خواهیم گذاشت. هیچ سخنرانی، هیچ تفسیر دقیق و هیچ فشاری برای گفتن چیزی درخشان وجود ندارد. هدف صرفاً خواندن دقیق٬ دیدن و به اشتراک گذاشتن چیزی است که از کتاب با ما می‌ماند. فضایی آرام برای مطالعه دقیق، بیان افکار مبهم و گفتگوهایی که می‌توانند زمان‌بر باشند.

اعضا

15

بحث‌ها

3

میزبان

Arizour

بحث‌های حلقه

هر پرامپت یه بحث متمرکزه تا اعضا درباره کتاب نظر بدن.

بحث 3

بعد از رفتن آدم‌ها چه چیزی باقی‌می‌ماند؟

در بخش سوم شرق بهشت، غیبت آدم‌ها کم‌کم به اندازه‌ی حضورشان مهم می‌شود. (خطر اسپویل) چارلز مرده و دیگر چیزی برای بازگشتن و ترمیم وجود ندارد. ساموئل می‌میرد و با رفتنش چیزی در خانواده‌ی همیلتون از هم می‌پاشد. تام خودش را می‌کشد. آدام، درست زمانی که بالاخره از کتی عبور کرده و او را آن‌طور که هست می‌بیند، ساموئل را از دست می‌دهد و در آستانه‌ی از دست دادن لی قرار می‌گیرد. انگار آدم‌ها فقط زندگی خودشان را ترک نمی‌کنند؛ با رفتنشان چیزی را هم از کسانی که می‌مانند با خودشان می‌برند. اما چه چیزی از آن‌ها باقی می‌ماند؟ آیا ما چیزی از آدم‌هایی که از زندگی‌مان رفته‌اند به ارث می‌بریم، حتی اگر خودمان نخواهیم؟ یک عادت، یک نگاه، یک ترس، یک شیوه‌ی فکر کردن، یک جمله، یا حتی یک زخم؟ فکر می‌کنید ساموئل بعد از مرگش چه چیزی برای خانواده‌اش باقی گذاشت؟ آیا چیزی از او در فرزندانش، در آدام، یا در لی ادامه پیدا می‌کند؟ یا بعضی فقدان‌ها واقعاً فقط فقدان‌اند و چیزی جای آن‌ها را نمی‌گیرد؟ لازم نیست پاسخ حتماً درباره‌ی ساموئل باشد. می‌توانید از هر شخصیت یا اتفاقی در سه بخش اول شروع کنید.

ساخته‌شده توسط Arizour

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 2

داستان‌هایی که به ارث می‌بریم!

در بخش دوم شرق بهشت، داستان‌ها فقط روایتی نیستند که آدم‌ها تعریف می‌کنند؛ آن‌ها به بخشی از زندگی آدم‌ها تبدیل می‌شوند. آدام تصویری از عشق و ازدواج ساخته بود که کتی هرگز در آن شریک نبود. بعد، ساموئل و لی به داستان قابیل و هابیل برمی‌گردند و به جای پذیرفتن آن، آن را زیر سؤال می‌برند: آیا خدا با قابیل عادلانه رفتار کرد؟ آیا گناه و سرنوشت از پیش تعیین شده‌اند؟ و چرا داستانی که هزاران سال پیش روایت شده، هنوز برای ما اهمیت دارد؟ دلیل زنده ماندن یک داستان چیست؟ آیا فقط داستان‌های باقی می‌مانند که انسان‌ها خود آن‌ها را تجربه می‌کنند؟ برای همین است که هابیل چوپان بود؟ داستان یک چوپان که برای جامعه ای از چوپانان روایت می‌شد؟ و فراتر از کتاب: آیا داستان‌هایی وجود دارند که ما آن‌ها را نه به خاطر حقیقتشان، بلکه چون به ما کمک می‌کنند خودمان را بفهمیم یا به زندگی‌مان معنا بدهیم، همچنان حفظ و نقل می‌کنیم؟

ساخته‌شده توسط Arizour

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 1

ورود به جهان کتاب

در بخش‌های ابتدایی شرق بهشت، هنوز با جهانی روبه‌رو هستیم که مدام در حال شکل گرفتن است: آدم‌ها، خانواده‌ها، گذشته‌ها و روایت‌هایی که پیش از آن‌که کاملاً بشناسیمشان، شروع می‌کنند به اثر گذاشتن بر یکدیگر. تا این‌جای کتاب، کدام شخصیت، صحنه، تصویر یا جمله بیشتر از بقیه در ذهن شما مانده است؟ لازم نیست انتخابتان «مهم‌ترین» یا «بهترین» بخش کتاب باشد. شاید چیزی کوچک، عجیب یا حتی ظاهراً بی‌اهمیت باشد که نمی‌دانید چرا هنوز همراهتان مانده. آن را به اشتراک بگذارید و اگر دوست داشتید بنویسید: چه چیزی باعث شده آن بخش هنوز در ذهن شما بماند؟

ساخته‌شده توسط Arizour

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.