خانه کتاب بی
برگشت به حلقه‌های باهم‌خوانی
تکه های کتاب، تکه های ما
حلقه کتاب‌خوانیعمومی

تکه های کتاب، تکه های ما

هر بار یک جمله از یک نویسنده، یک تکه از یک کتاب یا شعری را با هم می‌خوانیم و از چیزی که در ما بیدار می‌کند حرف می‌زنیم. اینجا می‌توانی برداشت خودت را بگویی. گاهی یک جمله فقط یک جمله نیست؛ شروع یک گفت‌وگوست.

اعضا

15

بحث‌ها

8

میزبان

Rosalire

بحث‌های حلقه

هر پرامپت یه بحث متمرکزه تا اعضا درباره کتاب نظر بدن.

بحث 8

اگر هیچ‌کس نبیند، اخلاق چه می‌شود؟

کتاب: کوری — ژوزه ساراماگو در کوری، با از بین رفتن بینایی، کم‌کم بسیاری از قواعد و نظم اجتماعی هم فرو می‌ریزند. ساراماگو ما را با موقعیتی روبه‌رو می‌کند که در آن نظارت، قضاوت و حتی ترس از مجازات دیگر مثل گذشته وجود ندارد. در عین حال، بعضی آدم‌ها همچنان به دیگران کمک می‌کنند و بعضی دیگر از این بی‌نظمی برای آسیب‌زدن و سوءاستفاده استفاده می‌کنند. ⚫اگر مطمئن باشیم هیچ‌کس رفتار ما را نمی‌بیند، چه چیزی مانع می‌شود هر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم؟ آیا اخلاق از درون انسان می‌آید، یا تا حد زیادی محصول نگاه و قضاوت دیگران است؟

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 7

آدم های بی نقاب و نقاب های دیگران

نوشته بود: "سادگی شما" "گرگ درون" دیگران را بیدار میکند...    با این جمله موافقی؟

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 6

خواستن یا نیاز؟ یا... وقتی رسیدن کافی نیست ....

اگر به چیزی که می‌خواهیم برسیم و باز هم خوشحال نباشیم، مشکل از خواسته‌مان بوده یا از خودِ ما؟ مسئله چیست؟ ⚫ زندگی هر چه را می‌خواستم به من داد و بعد به من فهماند که آن چیز اهمیتی نداشت. ژان پل سارتر

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 5

تا حالا شده احساس کنید چیزی یا کسی که همیشه کنار شما بوده، آن‌قدر تبدیل به عادت شده که ارزشش دیگر دیده نمی‌شود؟ چرا این اتفاق می‌افتد؟

وقتی بودنِ ما عادی می‌شود... آلبر کامو تو کتاب "مرگ خوش" نوشته:بیماریش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون داره عذاب می‌کشه و یه روزی می‌میره.- حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه. درد و رنج‌هامون، بیماری‌هامون، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدم‌ها، براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد. گاهی حضور دائمی ما، عشقِ بی‌قید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم...

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 4

تا حالا شده احساس کنید چیزی یا کسی که همیشه کنار شما بوده، آن‌قدر تبدیل به عادت شده که ارزشش دیگر دیده نمی‌شود؟ چرا این اتفاق می‌افتد؟

وقتی بودنِ ما عادی می شود... آلبر کامو تو کتاب "مرگ خوش" نوشته:بیماریش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون داره عذاب می‌کشه و یه روزی می‌میره. - حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه. درد و رنج‌هامون، بیماری‌هامون، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدم‌ها، براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد. گاهی حضور دائمی ما، عشقِ بی‌قید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم... آلبر کامو

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 3

آیا تا به حال با آدمی روبه‌رو شده‌اید که برای بی‌گناه ماندن خودش، به گناهکار بودنِ دیگری نیاز داشته باشد؟ به نظرتان چرا انسان گاهی برای آرام کردن وجدانش، به یک مقصر نیاز پیدا می‌کند؟

آدم‌ها برای اینکه احساس بی‌گناهی کنند، محتاج گناه دیگران هستند. آلبر کامو

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 2

به هر قیمتی نمان

ترک کردن جایی که می‌دانی هیچ تعلقی به آن‌جا نداری یعنی پختگی، فقط عاجز‌ها به ماندن اصرار می‌کنند. ویکتور هوگو چه چیزی باعث می‌شود انسان به چیزی یا جایی که دیگر برایش مناسب نیست، همچنان بچسبد؟

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.

بحث 1

انسان تا چه اندازه می‌تواند به هر شرایطی عادت کند؟

این عقیده مامان بود و مدام تکرارش می‌کرد که آدم، دست آخر به همه چیز عادت می‌کند. مامان وقتی در خانه ی خودمان پیش من بود، فقط با چشم‌هایش مرا دنبال می‌کرد و حرف نمی‌زد. چند روز اول در خانه ی سالمندان فقط گریه می‌کرد؛ اما علتش این بود که هنوز به آنجا عادت نکرده بود. چند ماه بعد، اگر از خانه ی سالمندان می‌ آوردمش بیرون گریه می‌کرد؛ چون حالا به آنجا عادت کرده بود آلبر کامو بیگانه ۱.انسان تا چه اندازه می‌تواند به هر شرایطی عادت کند؟ ۲.آیا انسان واقعاً به شرایط عادت می‌کند، یا فقط به چیزی که دیگر توان تغییرش را ندارد؟ تسلیم شدن ۳. و دیگر چه ؟

ساخته‌شده توسط Rosalire

این بخش فقط برای اعضای حلقه فعاله.

برای دیدن پاسخ‌ها، نوشتن نظر و شرکت در بحث، اول وارد حساب کاربری شو و عضو این حلقه شو.