Rosalire
@rosa_seyedebrahimi
رُزا هستم، مترجم و دلبستهی ادبیات و فلسفه. میخوانم برای چیزهایی که در زندگی به زبان نمیآیند؛ میاندیشم و از آنچه میان سطرها جا میماند مینویسم.
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
خواننده محبوب
bronze۱۰ نفر تو رو دنبال میکنن.
صدای جمع
gold۱۰۰ پاسخ در حلقهها ثبت کردی.
صدای قابل اعتماد
silverبه ۱۲۰۰ امتیاز رسیدی.
راهبر حلقهها
gold۵ حلقه کتابخوانی ساختی.
گفتوگوساز
silver۳۰ پاسخ در حلقهها ثبت کردی.
کتابخوان جدی
silverبه ۷۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
عضو حلقهها
silverعضو ۵ حلقه کتابخوانی شدی.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
میزبان حلقه
bronzeاولین حلقه کتابخوانی خودت رو ساختی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
حلقههای کتابخوانی
صاحب حلقه❤️ انتخاب عشق، از احساس تا آگاهی. چرا بعضی رابطهها میمانند و بعضی نه؟
۱۶ عضو
صاحب حلقه🔥 اعترافات یک کتابخوان🙂 کتابهایی که دوست نداشتیم، شخصیتهایی که تحملشان نکردیم!
۳۰ عضو
صاحب حلقه🎭 اگر جای او بودی؟ 📚 اگر جای شخصیت کتاب ها بودی؟
۸ عضو
صاحب حلقهفرانسه با رُزا 🇫🇷
۹ عضو
صاحب حلقهخوانش نرگس صرافیان طوفان ⭐
۴ عضو
صاحب حلقهتکه های کتاب، تکه های ما
۱۵ عضو
صاحب حلقهپای یک میز با برادران کارامازوف 🙂👌
برادران کارامازوف- قابدار
۱۷ عضو
عضو حلقه📖 یک جمله، یک گفتوگو
۱۰ عضو
عضو حلقهشاهنامه
۲۵ عضو
عضو حلقهباهم خوانی «بیگانه» از «آلبر کامو»
بیگانه
۸ عضو
عضو حلقهقلمی میان ما ✍️📚 داستان نویسی جمعی
۱۵ عضو
عضو حلقهآیا پایان تلخ، یک کتاب را عمیقتر میکند؟
۸ عضو
حلقههای ساختهشده زودتر نمایش داده شدهاند؛ سپس تازهترین حلقههایی که این کاربر عضو آنهاست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

مزرعه حیوانات
جورج اورول

انتری که لوطی اش مرده بود
صادق چوبک

تنگسیر
صادق چوبک

هنر خوب زندگی کردن
رولف دوبلی

مجموعه اشعار شیرکو بی کس
شیرکو بی کس

عشق در زمان وبا
گابریل گارسیا مارکز

دور دنیا در هشتاد روز
ژول ورن

دیوار: ژان پل سارتر
ژان پل سارتر و دیگران

مرغ دریایی
نویسنده نامشخص

بیشعوری
خاویر کرمنت

ملت عشق
الیف شافاک

راهنمای روان درمانی اگزیستانسیال
مجموعه نویسندگان

چشم هایش
بزرگ علوی

آنا کارنینا
لئو تولستوی

باباگوریو
اونوره دو بالزاک، اونوره دوبالزاک، انوره دو بالزاک

بابا گوریو
اونوره دوبالزاک

کلمات
ژان پل سارتر، سیلویا پلات

کافه کرنک
نجیب محفوظ

بادام
وون پیونگ سون، ون پیونگ سون، سون وون پیونگ

انسان در جست وجوی معنا
ویکتور فرانکل

به دوزخ.... ای بی گناهان
بختیار علی

آبشوران
علی اشرف درویشیان

گامبی وزیر
والتر تویس

مهمان مامان
هوشنگ مرادی کرمانی

جزء از کل
استیو تولتز

گیلگمش
گئورگ بورکهارت

مادام بوواری
گوستاو فلوبر

محاکمه
فرانتس کافکا

آناکارنینا
لئو تولستوی، لئون تولستوی

مسخ
فرانتس کافکا

سووشون
سیمین دانشور

بوف کور
صادق هدایت

آدم خواران
ژان تولی

جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی

سمفونی مردگان
عباس معروفی

نفرین نوبهاران
بختیار علی

جستارهایی در باب عشق
آلن دوباتن

در تنگ
آندره ژید

دریاس و جسدها
بختیار علی

آنی شرلی - کتاب چهارم
ال ام مونتگمری

گوژپشت نتردام
ویکتور هوگو

بندر فیلی
بختیار علی

داستان یک روح
سیروس شمیسا

هملت
ویلیام شکسپیر

اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر
ژان پل سارتر

5 زبان عشق
گری چاپمن

تکه هایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی

آدمهای سمی
لیلیان گلاس

بینوایان
ویکتور هوگو

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیف تالستوی، لیو تالستوی

بیگانه
آلبر کامو
آخرین نظرها و امتیازها

قلعه حیوانات داستان شکست یک آرمان نیست، داستان لحظهای است که آرمان، زبان خودش را از دست میدهد و قدرت جای آن را میگیرد.

یک نکتهی مهم دیگر این است که سارتر نشان میدهد کتاب و ادبیات همیشه فقط راهی برای شناختن خودمان نیستند گاهی میتوانند راهی برای فرار از خودمان هم باشند.او از کودکی با کتابها برای خودش تصویری میسازد، تصویری از اینکه «من قرار است نویسنده و آدم مهمی باشم». بعدها که به گذشته نگاه میکند، میفهمد شاید بخشی از این تصویر، بیشتر از عشق به ادبیات، از نیاز به دیدهشدن و مهمبودن آمده باشد. به نظرم همین نگاه صادقانه به خودش، یکی از جذابترین بخشهای کتاب است.

«درِ تنگ» فقط داستان یک عشق ناکام نیست؛ درباره خطر تبدیل کردن اخلاق، عشق یا معنویت به کمالی دستنیافتنی است. ژید ما را مجبور نمیکند آلیسا را کاملا درست یا کاملا اشتباه ببینیم ،مسئله این است که آیا برای پاک ماندن باید از زندگی گذشت، یا پذیرفتن میل و عشق انسانی هم میتواند بخشی از یک زندگی اخلاقی باشد؟

کافه کرنک فقط درباره قربانی شدن نیست؛ درباره تغییر تدریجی انسان در شرایط ترس است. آدمی که زمانی اعتماد میکرد، ممکن است به جایی برسد که برای زنده ماندن، حتی به نزدیکترین آدمها هم با تردید نگاه کند.

شاید یکی از تلخترین مسائل رمان این باشد که ما فقط با انتخابهای خودمان زندگی نمیکنیم، با نگاه دیگران به انتخابهایمان هم زندگی میکنیم. آنا فقط با یک رابطه نمیجنگد، با تصویری که جامعه از او ساخته نیز درگیر است.

در «مادام بوواری»، عشق همیشه نجاتدهنده نیست، گاهی آدم عاشق تصویری میشود که از عشق ساخته، نه خودِ عشق.
آخرین جملهها

«اگر زمانی قرار شد سفر بروم فکر میکنم دلم میخواهد قبل از حرکت جزئیترین ویژگیهای شخصیتیام را یادداشت کنم تا وقتی برمیگردم بتوانم مقایسه کنم که چه بودهام و چه شدهام. جایی خواندم بعضی مسافرها جوری قیافه و رفتارشان عوض میشود که موقع برگشتن نزدیکترین بستگانشان هم آنها را بهجا نمیآورند.»

«علف هرز هم قد میکشد، یعنی میشود بلند شد بدون آن که مفید بود.»

«اما هنرمند واقعی آن کسی است که شخصیت خود را در هنرش کوفته و آمیخته باشد. بنابراین هنرمند در وهله اول باید انسان باشد.»

«دوستدار هنر از خود هنرمند بیشتر لذت میبرد. مسلما هر هنرمندی از کار خودش حتی اگر شاهکار هم باشد ناراضی است. همیشه میخواهد بهتر و زیباتر از آنچه که خلق کرده بسازد. همیشه میتواند عیوب آن را ببیند. هنرمند بهترین منقد آثارش است، اما تماشاچی غرق لذت میشود. اغلب مردم نواقص را آسان ادراک نمیکنند، فقط زیباییهای آن را میبینند.»

«حس میکردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلوماتفروش، چاروادار و چشم و دلگرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنهی جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه دُم میجنباند، گدایی میکردند و تملق میگفتند.»

«در اینجور مواقع هرکس به یک عادت قویِ زندگی خود، به یک وسواسِ خود پناهنده میشود: عرقخور میرود مست میکند، نویسنده مینویسد، حجار سنگتراشی میکند و هرکدام دق دل و عقدهی خودشان را به وسیلهی فرار در محرک قویِ زندگیِ خود خالی میکنند و در این مواقع است که یک نفر هنرمندِ حقیقی میتواند از خودش شاهکاری بوجود بیاورد.»
نویسندههای دنبالشده

























