
آلیس فینی
تا حدود ۷۰٪ کتاب بهش ۴ از ۱۰ میدادم. ایدهش رو دوست داشتم؛ اینکه امبر توی کماست و میخواد بفهمه چه اتفاقی براش افتاده، در حالی که خاطراتش هم قابل اعتماد نیستن.امکان بیشتر چیزی که باعث شد ادامه بدم این بود که میخواستم بدونم بالاخره چی شده چون ریتمش برای من معمولی رو به کند بود و به نظرم خیلی جاها با جزئیات زندگی روزمره الکی کشش داده بود. امبر هم واقعاً کلافهکننده بود. خیلی منفیباف و بدبین بود و انگار همیشه دنبال بدترین اتفاق ممکن میگشت. از اون شخصیتهایی بود که اگه تو زندگی واقعی ببینیش احتمالاً بعد یه مدت انرژیت رو میگیره تا یه جایی هم فکر میکردم کلر مشکل اصلیه و حرفهای امبر دربارهش رو باور کرده بودم، ولی آخرش که بیشتر از ماجرا فهمیدم، نظرم کاملاً عوض شد. در واقع به نظرم کلر بیشتر قربانی بود و امبر خیلی بیشتر از چیزی که اول فکر میکردم مشکل داشت. پایانش جالب بود و باعث شد نمرهم از ۴ برسه به ۵ یا حتی ۶، ولی هنوز حس میکنم بعضی چیزها رو خیلی واضح توضیح نداده و یه مقدار توئیست رو به منطق ترجیح داده. در کل کتاب بدی نبود و برای وقت گذروندن خوبه، ولی اگه الان توی کتابفروشی ببینمش، احتمالاً نمیخرمش.


