«معمولاً آدم در مواجهه با غمی سنگین یا بعد از یک توفان شدید روحی مدام میخواهد بخوابد. می گویند محکومان به اعدام شب آخر زندگیشان به خواب سنگینی میروند. همینطور هم باید باشد، قانون طبیعت است؛ وگرنه آدم توان تحمل سختی را نخواهد داشت.»
صفحه ۶۵
۵ جمله ثبتشده
«معمولاً آدم در مواجهه با غمی سنگین یا بعد از یک توفان شدید روحی مدام میخواهد بخوابد. می گویند محکومان به اعدام شب آخر زندگیشان به خواب سنگینی میروند. همینطور هم باید باشد، قانون طبیعت است؛ وگرنه آدم توان تحمل سختی را نخواهد داشت.»
صفحه ۶۵
«به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن را دستبسته برایت پس میآورد.° برای یک دل سادهی بیچاره آزادی هم ارزشی ندارد. کسی که اینجور باشد درمیماند. ° این نطفه فکری است که بعد ها در برادران کارامازوف بسط داده شده.»
صفحه ۱۲۷ · بخش ۳
«اکنون بر روی نیمی از جهان ، طبیعت مردهوار خفته است . و رویا های شریر در پی آزار خواب در پرده آرمیده اند . و تو ای زمین آسوده استوار ، تو نیز مشنو که گام هایم به کدامین سو رواناند . مبادا که سنگ هایت ، زبان به یاوهدرایی بگشایند و این وحشت را که در خور این ساعت است از آن بزدایند .»
«سرم گیج میره مثل بازار مسگرها - چی شد ؟ فرهاد... فرهاد بازی درنیار ! فرهاد... فرهاد چی شد؟ فرهاد... صدای خودشه. اسم من گلوی گلی 🪽»
«اسم تو آرومم میکرد. تو الف بودی من ی. گیلهگل ابتهاج، فرهاد یروان.»