«دلم نمی خواهد بمیرم از مرگ میترسم💔»
صفحه ۲۳۴ · دهم
۷ جمله ثبتشده
«دلم نمی خواهد بمیرم از مرگ میترسم💔»
صفحه ۲۳۴ · دهم
«نمی توانم تصمیم بگیرم از آدم ها خوشم می آید یا نه.»
صفحه ۷۳
«کلی دوا و دارو نیازه تا بتونم وانمود کنم یه نفر دیگه ام💔»
صفحه ۴۰
«برای تمام کسانی که زجر کشیده اند،خودتان می دانید چه کسانی هستید.»
«ما مسئول تصورات ذهنی دیگران از خودمان نیستیم نیاز به اثبات و دفاع به وجود نخواهد آمد اگر خودمان را بشناسیم و حد و حدود خود را برای خودمان تعریف کرده باشیم،در نهایت آدم ها هیچ گاه قادر به دیدن تصویر درستی از ما نیستند و این بخشی از زندگی و روابط است؛راحت باشید و نگران تصویر آدم ها از خودتان نباشید آنها هیچ گاه شما را نزدیک به آنچه هستید نخواهند دید.»
«آدم ها ناگهان خداحافظی نمی کنند،ناگهان دلسرد نمی شوند و ناگهان رابطه را تمام نمی کننند جایی در مسیر رابطه اتفاق هایی می افتد دردهایی را تجربه می کنند که هر درد آنها را به تصمیمیشان نزدیک تر می کند و روزی ناگهان تصمیمشان را با ما در میان میگذارند آدم ها آرام آرام خسته می شوند،آرام آرام دلسرد می شوند از تمام تلاش هایی که کرده اند و دیده نشده اند.»
صفحه ۲۰۶
««وقتی اندوهگین هستیم به نظر می رسد این غم همیشگی باشد به نظر می رسد پایان شب به صبح وصل نمی شود به نظر می رسد کسی شبیه ما این غم را تجربه نمی کند اما یکی از واقعیت های زندگی این است که هیچ چیز باقی نمی ماند؛هیچ چیز ابدی نیست،نه لبخند های از ته دل و نه غم های نفس گیر »»