««مرگ بزرگترین اعتراضم علیه دنیایی از اشک و خون است...»»
همه جملههای نیل🪷
۴ جمله ثبتشده
«همیشه پیش دیگران ترسخورده بودم. از آنجا که پیش آنها اعتمادبهنفسی برای بودن و صحبت کردن نداشتم، دردهای تنهاییام را در صندوق سینه مُهر و موم میکردم. خاکشان میکردم تا نکند فاش شوند. ادای آدمهای خوشبین را درآوردم و عاقبت از خود تلخکی تراز اول ساختم. پیش خودم میگفتم تا وقتی میتوانم آنها را بخندانم همه چیز خوب است.»
«میخواهم اینقدر عذاب نکشم. میخواهم زندگی کنم»
«میدونی رمز کارش چی بود؟ میدونست چی میخواد، رفت دنبالش، بهش رسید!»
