«اما اخر چرا مرگ را پذیرفتم؟ زندگی چه به دردم میخورد وقتی میبینم کسی که با تمام وجود دوستش دارم رویم هفتتیر کشیده است»
همه جملههای sarayusfi
۳۶ جمله ثبتشده
«هیچ چیز ازاردهندهتر و تحمل ناپذیرتر از این نیست که ادم به خاطر یک اتفاق نابود شود، اتفاقی که میتوانست نیفتد»
«بزرگ شو کیدی، دنیا رو اونطور که هست ببین نه اونطور که ارزو داری باشه»
«خوب است عاشق بودن، حتی اگر تا ابد دوام نیاورد»
«از یک سن خاص تقریبا تمام سوالهایی که ذهن یک انسان را به خود مشغول میکنند، حول یک سوال خاص میگردد: راه و رسم زندگی کردن چگونه است؟»
«هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همهٔ مردم مزایای تورو ندارند»
«لازم نیست همیشه سنگینی بار دنیارو روی شونه هات تحمل کنی»
«اتفاق ها به یه دلیلی رخ میدن؛ ولی بیشتر اوقات اون دلیل سرنوشت یا به خاطر اینکه مقدر بود؛ نیست. به خاطر اینه که دنیا مزخرفه، یا یکی اون بیرون داره عوضی بازی درمیاره»
«- چرا باید یه داستان بگم؟ - چون اگه تو داستان رو نگی، یه نفر دیگه بهجات میگه»
«گاهی چیزهایی که از نظر بیرونی متفاوت بهنظر میرسن، دقیقا یکسانند»
«گاهی چیزهایی که از نظر بیرونی متفاوت بهنظر میرسن، دقیقا یکسانند»
«بریت-ماری نمیداند زندگی زناشوییاش کی از دستش لیز خورد.«میز زندگیاش»از چه زمانی مستعمل و پر از خش شد، بی توجه به اینکه او چقدر از «زیر لیوانی» استفاده کرد»
«نه اینکه بریت-ماری تصمیم گرفته باشد در زندگی هیچ توقع نداشته باشد، فقط یک روز صبح از خواب بیدار شد و دید که دیگر برای توقع داشتن دیر شده است، و اینکه هیچ کدام از انتظاراتش به ثمر نرسید»
«- به من طلسمی بده تا زیبا شوم - تنها طلسم لازم چشمان یک عاشق است؛ درچنان چشمهایی شما به حدکافی زیبا هستید»
«او بی ان که به من نگاهی بیندازد مرا وادار ساخته بود دوستش بدارم»
«کتاب عزیزیهو من دوسش دارم»
