خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Narges

۴۷ جمله ثبت‌شده

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «پدر پولدار پدر بی پول»

«برنده ها از شکست خوردن نمیترسند. اما بازنده ها چرا. شکست بخشی از فرایند موفقیت است. کسانیکه از شکست دوری میکنند از موفقیت نیز دوری میکنند.»

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «سیزده دلیل برای این که»

«اگه آهنگی بشنوین که دلتون روبه درد بیاره،بخاطرش گریه کنین و بعد یه دفعه دیگه گریه تون‌ نگیره، دیگه به اون آهنگ گوش نمیدین. ولی نمیشه آدم از خودش فرار کنه،نمیشه تصمیم بگیری دیگه خودت رو نبینی، نمیشه صدای توی سرتون رو خاموش کنین.»

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «شهرهای ناپیدا»

«نترس اگر در کاری که به آن مشغول هستی، دشمن یا دشمنانی باشند که نخواهند تو در آن موفق باشی. چرا که وجود این دشمنان باعث می‌شود، با انرژی بیشتری کارت را انجام دهی. یعنی این دشمنان ناخواسته کار درست را انجام می‌دهند.»

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «زندگی با پیکاسو»

««وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی، آنها چاره ای ندارند جز آنکه خُردت کنند، تا برایشان اندازه شوی!پس مراقب معاشرت هایت باش..»»

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «ملت عشق»

«در موردِ چیزهایی که نمی‌خوای بدانی، هر قدر کمتر بدانی، همان قدر کمتر دلت به درد می‌آید، همان قدر کمتر عذاب می‌کشی، این طوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آن قدر‌ها هم بد نیست...!»

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «زنده به گور»

«حس می کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم های بی حیا، پررو ، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه ی جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم می جنبانید گدایی می کردند و تملق می گفتند. فکر زندگی دوباره مرا می ترسانید و خسته می کرد.»

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «کیمیاگر»

«"همیشه به قلبت بگو كه ترس از رنج، از خود رنج بدتر است،تاریكترین لحظهٔ شب لحظه پیش از برآمدن آفتاب است..!"»

Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «کتابخانه نیمه شب»

«خدا جوریه که ما نمی‌تونیم ببینیمش یا درکش کنیم، برای همین به شکل کسی در میاد که توی زندگیمون به عنوان آدم خوبی می‌شناختیمش...»