«- وقتی آدمی رو فراموش میکنی یادت میره که اون رو یادت رفته؟! + نه ، یک وقت هایی یادم میمونه که یادم رفته. بدترین نوع فراموشی همینه. مثل اینکه توی توفان گیر کرده باشی. بعدش بیشتر سعی میکنم که یادم بیاد. اونقدر شدید که تمام این میدون به لرزه میافته.»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«- یه نکته مثبت فراموشی اینه که چیزایی که آزارت میدن رو فراموش میکنی. + چه حسی داره؟! - مثل اینه که همیشه پی چیزی توی جیبت بگردی. اول چیزای کوچیک رو گم میکنی و بعد چیزای بزرگ رو. با کلید شروع میشه و به آدما ختم میشه.»
«- من عصبانی ام چون به عقیده تو همه چی شانسی اتفاق افتاد . ولی میلیارد ها آدم روی زمین هست و من تو رو این وسط پیدا کردم. اگه به نظر تو احتمال داشت من عاشق هرکس دیگه ای بشم! پس من اصلا نمیتوتم ریاضیات کوفتی تو رو تحمل کنم!»
«همه ی آدم بزرگا پر از حسرت خداحافظی هایی هستن که آرزو میکنن کاش میتونستن برگردن و بهتر اداش کنن.»
«- حتی آسمون هم اونقد که من دوست دارم بزرگ نیس.»
«فقط زمانی شکست خورده محسوب میشی که دست از تلاش برداری.»
