خانه کتاب بی

و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

And Every Morning the Way Home Gets Longer and Longer

نویسنده:فردریک بکمن
۲۶۶ بازدید

معرفی کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

«و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود» رمان کوتاه و تأثیرگذار فردریک بکمن است؛ روایتی ظریف از ذهن مردی که کم‌کم در مهِ فراموشی قدم می‌زند. داستان در فضایی آرام، صمیمی و در عین حال اندوهگین شکل می‌گیرد و از خلال گفت‌وگوهای پراکنده و خاطره‌های تکه‌تکه، رابطه یک پدربزرگ و نوه‌اش را به تصویر می‌کشد. در مرکز این کتاب، مسئله حافظه، گذر زمان و ترس از دست دادن عزیزان قرار دارد. بکمن با نثری ساده اما عمیق، لحظه‌هایی را می‌سازد که هم از عشق و دلبستگی می‌گویند و هم از رنجی خاموش که در پسِ بیماری و فراموشی پنهان شده است. حضور نوه، پدربزرگ و سایه پررنگِ همسر از دست‌رفته، به اثر حال‌وهوایی بسیار انسانی و صمیمی می‌دهد. این کتاب بیشتر از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر احساس، مکث و تأمل بنا شده است؛ روایتی کوتاه درباره عشق، فقدان و معنای خانه، وقتی که حتی راه بازگشت هم در ذهن کوتاه‌تر یا دورتر می‌شود. اگر به داستان‌های احساسی، تلخ اما لطیف و متن‌های تأمل‌برانگیز علاقه دارید، این کتاب می‌تواند انتخابی ماندگار باشد.

مشخصات کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

صفحات
64
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9786007141885
چاپ اول
2016

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره فردریک بکمن

تصویر فردریک بکمن

فردریک بکمن

Fredrik Backman

فردریک بکمن، نویسنده و ستون‌نویس سوئدی، با رمان‌هایی شناخته می‌شود که در آن‌ها طنز، احساسات انسانی و نگاه دقیق به روابط روزمره در هم می‌آمیزند. او پیش از شهرت ادبی‌اش در وبلاگ‌نویسی و روزنامه‌نگاری فعال بود و همین تجربه به نثر روان و صمیمی او کمک کرده است. بکمن در آثارش معمولاً سراغ آدم‌های معمولی، تنهایی، پیری، خانواده و امکان بخشش می‌رود، اما این موضوع‌ها را با لحنی گرم و گاه طنزآمیز روایت می‌کند. از شناخته‌شده‌ترین آثار او می‌توان به «مردی به نام اوه» اشاره کرد که نامش را در میان خوانندگان بسیاری در سراسر جهان مطرح کرد. او در رمان‌های دیگرش نیز همین توانایی را دارد که از دل موقعیت‌های ساده، داستان‌هایی احساسی و ماندگار بسازد. نوشته‌های بکمن برای خوانندگانی جذاب است که به داستان‌های شخصیت‌محور، انسانی و تأثیرگذار علاقه دارند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

افزودن جمله
- یکتا -

@vancouver · ۶ شهریور ۱۴۰۵

«- وقتی آدمی رو فراموش میکنی یادت میره که اون رو یادت رفته؟! + نه ، یک وقت هایی یادم میمونه که یادم رفته. بدترین نوع فراموشی همینه. مثل اینکه توی توفان گیر کرده باشی. بعدش بیشتر سعی میکنم که یادم بیاد. اونقدر شدید که تمام این میدون به لرزه میافته.»

- یکتا -

@vancouver · ۶ شهریور ۱۴۰۵

«- یه نکته مثبت فراموشی اینه که چیزایی که آزارت میدن رو فراموش میکنی. + چه حسی داره؟! - مثل اینه که همیشه پی چیزی توی جیبت بگردی. اول چیزای کوچیک رو گم میکنی و بعد چیزای بزرگ رو. با کلید شروع میشه و به آدما ختم میشه.»

- یکتا -

@vancouver · ۶ شهریور ۱۴۰۵

«- من عصبانی ام چون به عقیده تو همه چی شانسی اتفاق افتاد . ولی میلیارد ها آدم روی زمین هست و من تو رو این وسط پیدا کردم. اگه به نظر تو احتمال داشت من عاشق هرکس دیگه ای بشم! پس من اصلا نمیتوتم ریاضیات کوفتی تو رو تحمل کنم!»

- یکتا -

@vancouver · ۶ شهریور ۱۴۰۵

«همه ی آدم بزرگا پر از حسرت خداحافظی هایی هستن که آرزو میکنن کاش میتونستن برگردن و بهتر اداش کنن.»

- یکتا -

@vancouver · ۶ شهریور ۱۴۰۵

«- حتی آسمون هم اونقد که من دوست دارم بزرگ نیس.»

- یکتا -

@vancouver · ۶ شهریور ۱۴۰۵

«فقط زمانی شکست خورده محسوب میشی که دست از تلاش برداری.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

- یکتا -

۱۴۰۵/۶/۶

خیلی حس و حال قشنگی داشت ؛ دیدگاهش جدید بود و دوسش داشتم واقعا:)

آذین

۱۴۰۵/۷/۵

«و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود» کتابی کوتاه، دوست‌داشتنی و لطیف بود. هرچند پیر شدن، و مخصوصاً فراموشی، می‌تونه غم‌انگیز باشه، اما بی‌گمان بخشی از زندگیه؛ بخشی که شاید بهتر باشه درباره‌ش حرف بزنیم و از پذیرفتنش نترسیم. یکی از جمله‌های کتاب رو خیلی دوست داشتم: «بزرگ‌ترین ترس من این است که تخیلم را قبل از بدنم از دست بدهم.» فکر می‌کنم ترس عجیبی نیست. شاید خیلی از ما بیشتر از پیر شدن، از روزی می‌ترسیم که چیزهایی رو که دوست داریم به یاد نیاریم، یا دیگه نتونیم مثل قبل خیال‌پردازی کنیم. اگه قلم بکمن رو دوست دارید، این داستان کوتاه می‌تونه انتخاب خوبی برای وقت‌هایی باشه که زمان زیادی برای خوندن ندارید، اما دلتون می‌خواد یه کتاب بخونید. آذین