- یکتا -
@vancouver
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
میزبان حلقه
bronzeاولین حلقه کتابخوانی خودت رو ساختی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

دختری که رهایش کردی
جوجو مویز

هری پاتر و زندانی آزکابان 3
جی کی رولینگ، جی.کی.رولینگ

هری پاتر و تالار اسرار 2
جی کی رولینگ

هری پاتر و سنگ کیمیا 1
جی کی رولینگ، جی.کی.رولینگ

هری پاتر و شاهزاده دو رگه
جی کی رولینگ

هری پاتر و جام آتش
جی کی رولینگ

هری پاتر فرزند نفرین شده
جک ثورن، جان تیفانی

مغازه خودکشی
ژان تولی، ژان توله

the forty rules of love: ملت عشق
الیف شافاک

کیمیاگر
پائولو کوئیلو، پائولو کوییلو، پائولو کوئلیو

عقاید یک دلقک
هاینریش بل، هانریش بل

قصه های سرزمین اشباح 2: دستیار یک شبح
دارن شان

مغازه ی جادویی
جیمز دوتی

قلعه حیوانات
جورج اورول

1984
جورج اورول
آخرین نظرها و امتیازها
آخرین جملهها

«بسیاری از مردم معتقند فقط باید به خدا توکل کرد و همه چیز را به او سپرد اما من عقیده دارم توکل کردن به این معنی نیست که خودمان دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم.»

«- نمی توانم انکار کنم که از غم او ناراحت بودم و حاضر بودم برای از بین بردن آن ، هر کاری از دستم بر می آمد انجام دهم.»

«- هروقت به انجام گناهی وسوسه شدید ، از پشیمانی و افسوس بعدش بترسید. پشیمانی نابودگر زندگی است. + می گویند علاج آن توبه است. - نه، علاجش نیس. علاجش ممکن است اصلاح باشد و من میتوانستم خودم را اصلاح کنم . هنوز هم توانایی این کار را دارم اما وقتی اینطور عاجزانه گرفتار یک نفرین شده ام، سعی و تلاش چه فایده ای دارد؟! علاوه بر این ، اکنون که خوشبختی و خوشحالی از من روی گردانیده، من حق دارم به شیوه ی خودم از زندگی لذت ببرم و این کار را خواهم کرد ، مهم نیست به چه قیمتی. - این گونه بیشتر و بیشتر در منجلاب فساد فرو می روید ، آقا . + بله ، احتمالا. اما وقتی میتوانم در آن منجلاب از زندگی نهایت لذت را ببرم، چه ایرادی دارد؟! همانطور که زنبور عسل را از میان خلنگزار ها جمع می کند ، من هم لذت های زندگی را برای خود جمع خواهم کرد. - زنبور شما را نیش خواهد زد ؛ مزه ی عسل را به کامتان تلخ می کند ، آقا .»

«وقتی با شما حرف می زنم احساس می کنم در حال نوشتن حرف هایم در دفترچه خاطراتم هستم.»

«من عمیقا اعتقاد دارم اوضاع فعلی ام بیش تر در نتیجه شرایط زندگی ام بوده تا گرایش طبیعی خودم.»

«من به آسودگی خاطر و وجدان راحت شما غبطه می خورم. ذهن عاری از آلودگی ، گنیجنه بزرگی است.»





