خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه نظرهای الی و کتابهای نخوانده اش

۷ نظر ثبت‌شده

جلد کتاب کوری
کوری

ژوزه ساراماگو

بدون امتیاز عددی

فقط میتونم بگم هیچ کس بیشتر از کسی که در میان همهٔ کورها می بیند بیشتر عذاب نمی‌کشد. و انسانها وقتی بدانند کسی نیست آنها را ببیند، دست به کارهای شنیعی می زنند. و وای اگر کسی باشد که افول انسانیت را ببیند. در نهایت همه از این کابوس دهشتناک بیدار شدند اما هیچ یک ادم قبلی نبودند. دیدن و زنده بودن. کوری و مرگ. شاید واقعیت انسانیت به چشم ها گره خورده و چشم ها نه تنها دریچه روح بلکه خود روح اند. آنچه تفاوت میان انسان و حیوان است.

جلد کتاب عزاداران بیل
عزاداران بیل

غلامحسین ساعدی

★★★★★

داستان درباره روستایی به اسم بیله. اما چرا عزاداران؟ شاید چون بیلی ها عزادار مرگ، بدبختی، بیماری، بلا و مصیبتهایی اند که در قالب زندگی براشون رخ میده. چیزهایی که در مقایسه با زندگی روزمره چیزی نیست اما همین که روزمره است نشون میده باید به حالش گریه کرد. ❌️حاوی اسپویل❌️ اینکه اونجا اونقدر مرگ پیش پا افتاده است که با شنیدن صدای زنگوله های مرگ، میتونن زنگوله های عروسی هم به صدا در بیارن. روستاییا هرچیز که نتونن درک کنن رو می پرستن. جهل پایه باور چیزهایی که وجود ندارند. وفاداری و ارزشهای خوب از بیل بخت بستن و در نهایت اسلام که بهترین شخصیت و تنها فرد با رفتارهای عاقلانه و شاید نماد خیر در داستان بود مجبور میشه روستا رو ترک کنه در حالی که عزادار زندگی خودشه،زندگی ای که وقف روستا کرد؛ و حالا گل به در خانه گرفته آوازه خوان کوچه های شهر شده پسر مشدی صفر هم که مطلقا نماد شر و بدی بود. کدخدا فقط اسما کدخدا بود و ناکارامدیش بارز بود. اخر هر فصل داستان خیلی قشنگ تموم می شد. عناصر جادویی و پایان بندی هر فصل نشون میداد که واقعا یه داستان کوتاه باید چطور باشه از بین ۸ داستان دوتای اول قصه های مورد علاقه ام بودن(مرگ ننه رمضون و مرگ آقا) برای هر داستان میشه جدا نوشت. اونی که قبل از موسرخه کشتن کی بود؟ موسرخه چرا یهو تبدیل شد؟ بین آبادی های همسایه هم واضحا پوروسی ها ابادی دشمن بودن و سید ابادی ها دوست و رفیق، خاتون اباد و بقیه هم که در حد میانه. دورویی مشدی بابا تو داستان اخر و ترسوییش توی داستانهای دیگه شخصیت منفوری بهش داد؛نه منفور جسور مثل پسر مش صفر(البته نمیدونم چرا مش صفر خودش منفعلانه فقط از سوراخ سقف همه چیز رو می دید) منفور تاسف انگیز. همه چیز انگار نماد بود و من نمی فهمیدم. البته نسبت به کتابهای قبلی خیلی بیشتر فهمیدم:) فضای جادوییش به اندازه داستانهای هدایت نبود ولی دوست داشتم توصیه می کنم و شاید دوباره بخونم. روون و جالب بود.

جلد کتاب نهمین روز از ماه نوامبر
نهمین روز از ماه نوامبر

کالین هوور

★★★★★

کتاب شروع جالبی داشت. ایده ملاقات در یک روز من رو یاد فیلم one day انداخت و باعث شد از داستان خوشم بیاد و ادامه ش بدم. اما در نهایت پایانش و چیزی که قرار بود مثلا پلات تویست کار باشه مفتضحانه بود. "عشق" نمیتونه همه چیز رو درست کنه شاید مشکل این دسته از کتاب ها همین دید غیر واقعیشونه. توصیه نمی کنم.

جلد کتاب پرسی جکسون و ایزدان المپ 1: دزد آذرخش
پرسی جکسون و ایزدان المپ 1: دزد آذرخش

ریک ریوردان

★★★★★

مجموعه پرسی جکسون، یه مجموعه ۵ جلدیه که در واقع شروعی برای یک دنیای بزرگه و لیست کامل و ترتیب کتابهاش رو میتونید توی اینترنت پیدا کنین. این مجموعه به نسبت مجموعه های بعدی، قلم ضعیف تری داره. توی سن نوجوانی از بهترین کتابهاییه که میتونید بخونید ولی برای بعد از اون شاید بنظرتون مسخره باشه. خلاصه، دنیای پرسی جکسون یه دایره المعارف کامل از تاریخ، افسانه و تراژدی های یونان، روم، مصر، اسکاندیناوی و به صورت خیلی مختصر ایرانه که تا حالا منو ناامید نکرده. داستان راجع به پسریه که متوجه ارتباط خودش با خدایان یونان میشه و باید ماموریت هایی رو در این جهت انجام بده. اگه نوجوونین حتما پیشنهاد می کنم بخونید. هم فیلم و هم سریال از روی این مجموعه ساخته شده که جالب توجه ان ولی توصیه نمی کنم.

جلد کتاب دایی جان ناپلئون
دایی جان ناپلئون

ایرج پزشکزاد

★★★★★

خوندنش خیلی طول کشید نه اینکه کتاب سخت خوانی باشه، نه. کتاب، خیلی روان بود. شخصیت پردازی قشنگ با یک پایان و جمع بندی عالی که برای یک کتاب طنز بهترین بود. این سوال اخرش در ذهنم ایجاد شد که واقعا براساس زندگی نویسنده بوده یا نه. بخش آخر کتاب برام جالب‌تر بود. هنوز هم نمیتونم با شخصیتهای داستان کنار بیام. هنوز هم با خیلی از مسائل اخلاقی کتاب و بی بند و باری به تصویر کشیده شده مشکل دارم. متاسفانه نسبت دقیق یه سری افراد رو متوجه نشدم مثلا عمو اسدالله دقیقا کی دایی جان ناپلئون می شد. کتاب مورد علاقه من نبود و احتمالا پیشنهادش نمی کنم شاید چون ژانر مورد علاقه من نبود. فکر نمی‌کنم شاهکار هم بوده باشه ولی در جای خودش جالب بود. شخصیت مورد علاقه ام هم که مشخصا میرزا اسدالله بود که در نهایت مشخص شد تراژدی جالبی پشت زندگیش بوده. خود بزرگ بینی و توهم دایی جان ناپلئون هم قابل توجه بود، اینکه چطور خودش رفته رفته دروغها و پزهایی که سعی می کرد به بقیه بقبولونه رو باور کرد اما هیچ کس اون رو باور نکرده بود.

جلد کتاب پیرمرد و دریا
پیرمرد و دریا

ارنست همینگوی

★★★★★

اولین کتابی بود که از همینگوی می‌خوندم و اصلا با قلمش آشنا نبودم. کتاب دیالوگهای کمی داره به نسبت اما باعث نمیشه حوصله خواننده سر بره و توصیف بیش از حد نداره. توی نقدها نوشته بود کتاب تفکر سیاله؛ خواننده متوجه پرش موضوع ها توی ذهن شخصیت میشه ولی اثر رو سنگین نکرده ترجمه ای که من خوندم علاوه بر مقدمه مترجم یه نقد هم داره که برای همین نسبت به ترجمه های دیگه صفحاتش بیشتره. حاوی اسپویل محتوای داستان: مانولین کاراکتر دوست داشتنی ای بود و عشقش به پیرمرد زیبا بود. جوری که قلبش از عذاب کشیدن اون به رنج میومد و جوری که اعتقادی مثل والدینش نداشت و برای سانتیاگو اون احترام و علاقه رو قائل بود خیلی قشنگ بود. داستان پیرمرد و دریا خیلی آروم بود. توصیف ها تو رو توی یه بندر با دریای بی نهایت بزرگی می بردن. پیرمرد تفکر جالبی داشت. تفکراتش حین جدال با ماهی و کوسه ها و جمله های خیلی قشنگی توی این بخش از کتاب بود. از شک کردن به اینکه باید ماهیگیر می‌شد یا نه تا احترام و علاقه اش به دریا، ماهی ها و ستاره ها. چقدر خوب که ما آدم ها مجبور نیستیم ستاره ها رو بکشیم. و آیا ما واقعا گناهکاریم که ماهی رو می‌کشیم؟ ماهی شجاعانه جنگید و سانتیاگو برای شجاعت و وقارش احترام قائل بود. معتقد بود اون نوع خاص کوسه، کثیف و نالایقه. جالبه برای حیواناتی که شاید چیزی از این ارزش ها نمیدونند، چنین ارزشهایی رو قائل بودن. سانتیاگو بالاخره موفقیت بزرگی رو پس از صبر زیاد و ناامید نشدن بدست آورد. اما هرچقدر ماهی بزرگتری بگیری، کوسه های بیشتری هم به دنبالش میان. در نهایت از دستش داد اما شجاعانه جنگید. درد می‌کشید پس میدونست هنوز زنده است. و خسته بود، خیلی خیلی خسته. متاسفانه اونقدر خواننده خوبی نیستم که درک کاملی از چیزی که خوندم داشته باشم اما امیدوارم یه روز دیگه دوباره بخونمش.

جلد کتاب کافکا در ساحل
کافکا در ساحل

هاروکی موراکامی

★★★★★

کتاب از دو بخش مجزا از هم تشکیل شده که در نهایت به هم می رسن. کلی سوال توی ذهنمه کلی مسئله حل نشده باقی موند که هیچ ایده ای راجع بهشون ندارم. ولی خوندنش باعث شد یادم بیاد چرا عاشق ادبیاتم. فضای داستانی راز آلود و مبهمش و ترکیبش با تراژدی قشنگ بود؛ اگرچه عاشق تراژدی های یونان باستانم اما خیلی طرفدار حضورشون به این صورت توی داستانهای امروزی نیستم. کتاب هر لحظه عجیب و عجیب تر میشه. پر از دیالوگ های قشنگه و تو رو با دریایی از موسیقی ها و افسانه های قشنگ آشنا می کنه. من هیچ تصوری از کتابهای موراکامی نداشتم و فکر می کردم با یه کتاب واقع گرایانه طرفم؛ اما اونقدر مرز بین واقعیت و تخیل و رویا و بیداری توی اون در هم بود که هنوز هم نمیدونم دقیقا چی شده. در کل پیشنهاد میشه