خانه کتاب بی

دایی جان ناپلئون

My Uncle Napoleon

۱۴۶ بازدید

معرفی کتاب دایی جان ناپلئون

«دایی جان ناپلئون» رمانی طنزآمیز و تیزبین از ایرج پزشکزاد است که در فضای یک خانه اعیانی در تهران قدیم می‌گذرد؛ جایی که روابط خانوادگی، سوءتفاهم‌ها، رقابت‌های پنهان و نگاه‌های اغراق‌آمیز به دنیا، دست‌به‌دست هم می‌دهند تا قصه‌ای شیرین و فراموش‌نشدنی شکل بگیرد. روایت، با لحنی شوخ و کنایه‌دار، زندگی راوی نوجوان را در کنار دایی‌جانِ خیال‌پرداز و خانواده‌ای پرهیاهو دنبال می‌کند. هسته مرکزی داستان، فقط یک ماجرای خانوادگی نیست؛ «دایی جان ناپلئون» تصویری هوشمندانه از بدبینی، توهم توطئه، تعصب و شیوه نگاه ما به واقعیت است. شخصیت‌ها هرکدام با خلق‌وخوی خاص خود، از آدم‌های اغراق‌کار و حسود تا عاشقان خام و بزرگ‌منش، فضایی می‌سازند که هم خنده‌دار است و هم تلخ و آشنا. همین ترکیب طنز، نقد اجتماعی و جزئیات دقیق زندگی روزمره، رمان را ماندگار کرده است. نثر روان و دیالوگ‌های زنده، این کتاب را به اثری خواندنی برای دوستداران طنز فارسی و رمان‌های شخصیت‌محور تبدیل کرده است. «دایی جان ناپلئون» در عین سرگرم‌کنندگی، لایه‌های عمیق‌تری از جامعه، خانواده و مناسبات انسانی را هم پیش چشم می‌گذارد و به همین دلیل، هم برای خواندنِ لذت‌بخش مناسب است و هم برای گفتگو و تأمل.

مشخصات کتاب دایی جان ناپلئون

صفحات
576
زبان
fa
نوع جلد
زرکوب
ISBN
9786001051456
چاپ اول
1973

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره ایرج پزشکزاد

تصویر ایرج پزشکزاد

ایرج پزشکزاد

Iraj Pezeshkzad

ایرج پزشکزاد نویسنده، طنزپرداز و مترجم ایرانی است که بیش از همه با رمان مشهور «دایی‌جان ناپلئون» شناخته می‌شود؛ اثری که با زبانی طنزآمیز و نگاهی تیزبین به روابط اجتماعی و ذهنیت‌های رایج در جامعه ایرانی، جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر پیدا کرد. او در کنار داستان‌نویسی، در حوزه ترجمه و فعالیت‌های فرهنگی نیز حضور داشت و نثرش معمولاً روان، دقیق و آمیخته با شوخ‌طبعی است. پزشکزاد در نوشته‌هایش به‌خوبی از طنز برای نقد عادت‌های فکری، سوءتفاهم‌های اجتماعی و مناسبات قدرت استفاده می‌کند. آثار او معمولاً هم مخاطب عام را جذب می‌کنند و هم برای خواننده جدی‌تر، لایه‌هایی از نقد اجتماعی و فرهنگی دارند. نام او برای بسیاری از خوانندگان فارسی‌زبان با طنز اجتماعیِ هوشمندانه و شخصیت‌پردازی‌های ماندگار گره خورده است.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های دایی جان ناپلئون

افزودن جمله
Itty bitty tarane

@taraneshirazi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«-من لیلی را دوست دارم. +از کی تا حالا؟ -از سیزده مرداد پارسال. +بارک‌اللّه چه تاریخ دقیقی! لابد ساعتش را هم می‌دانی! +از ساعت سه و ربع کم:))»

Itty bitty tarane

@taraneshirazi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«-آدم چطور می‌فهمد که عاشق شده است؟ +واللّه، بابام‌جان..دروغ چرا؟..اونکه ما دیدیم این‌جوری است که وقتی خاطر یکی را می‌خواهی..آن وقتی که نمی‌بینیش توی دلت پنداری یخ می‌بنده ...وقتی می‌بینیش یک هُرمی توی این دلت بلند می‌شه، پنداری تنور نانوایی را روشن کردند..همه چیز دنیا را، همه مال و منال دنیا را برای اون می‌خواهی، پنداری حاتم طایی شدی ...خلاصه آرام نمی‌گیری مگر اینکه آن دختر را برات شیرینی بخورند.»

بنفشه

@banafsheh · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«مومنت، مومنت!!! این دفعه دیگه واقعا مومنت :)))»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۳ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب دایی جان ناپلئون

Itty bitty tarane

۱۴۰۵/۵/۲۴

عاشق این کتابم،دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ که خیلی خوبه:)))

Moonlight

۱۴۰۵/۵/۲۴

قشنگ بود و بامزه