خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Maryam

۲۳ جمله ثبت‌شده

Maryam

@maryam.sharifian · ۵ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «سال بلوا»

«دانستم که این هم باید از حقه‌بازی‌های امثال رزم‌آرا باشد که حرف‌های خودشان را از قول بزرگان نقل می‌کنند، یأس و ناامیدی را در دل‌ها می‌کارند و بعد می‌گویند حالا ما آمده‌ایم که بهترش کنیم، قبله‌تان را صاف کنیم، و آنچه ما می‌گوییم راه رستگاری است»

صفحه ۳۶ · شب یکم

Maryam

@maryam.sharifian · ۵ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «سال بلوا»

«خدا نكند آدم چيزى يا كسى را گم كند، مثل سوزن می‌شود كه اگر تمام خانه را زير و رو كنی پيداش نمی‌كنى، فرش را وجب به وجب دست می‌مالى، اما نيست. فكر می‌كنى خوب، حتماً يک جايى گذاشته‌ام كه حالا يادم نيست، بعد بی‌آن‌که يادت باشد از ته دل فرياد جگرخراشى می‌كشى و می‌نشینی.»

صفحه ۲۷ · شب یکم

Maryam

@maryam.sharifian · ۵ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «سال بلوا»

«دویدم و در راه فكر كردم كه من چه يادى دارم، چرا يادم به وسعت همهٔ تاريخ است؟ و چرا آدم‌ها در ياد من زندگى می‌كنند و من در ياد هيچ كس نيستم؟»

صفحه ۱۰ · شب یکم