«همیشه با خودم میگفتم که تو هیچ چی هم باید چیزی باشه.»
همه جملههای - یکتا -
۵۶ جمله ثبتشده
«شما میدونید نا امیدی چه طعمی داره؟! مثل براده ی آهن تو قهوه ی سرده.»
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
«چیزی که اهمیت داره فقط واقعیته ، مک کافرتی . بدون واقعیت ، فقط داری با افکار بیهوده ی مردم بازی میکنی ، همین .»
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
«اما من چیزی یادم نیست . عطر تنش یا صداش ، همش از یادم رفته. یادم نمیاد وقتی کنار هم بودیم چه حسی به من داشت . انگار اصلا وجود نداشته و بعدش با خودم میگم راستی چرا اینجوری شدی؟! اگر دیگه برنگرده چی؟!..»
«دیدم که با نگاهش دارد حلقه ی ازدواجم را نگاه می کند تا ببیند که آیا مجردم یا متاهل . البته نیاز نبود خودش را اذیت کند ، من هم مثل همه ی زن های دیگر ، خیلی وقت بود آن را برای خرید غذا فروخته بودم…»
«- گفتن این حرف تا وقتی جلوی گلوله ی اونا قرار نگرفتی کار آسونیه…»
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
«آن لحظات اولیه بیداری درد فقدان به سراغ انسان می آید و او را اذیت می کند ؛ و افکار آدمی را به فضایی ناشناخته و نفرت بار هدایت میکند…»
«طلاق خیلی چیز مزخرفیه ما همش به خودمون میگیم به خاطر بچه ها و این خیلی بدتره تا این بدبخت ها دائما شاهد داد و فریاد پدر و مادرشون باشن ؛ اما هیچوقت جرعت نکردیم از خودشون حقیقت رو بپرسیم ، اینکه واقعا اونا چی میخوان ؛ ما چون جوابو میدونیم معمولا با شنیدنش قلبمون میشکنه…»
