خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Thena

۵ جمله ثبت‌شده

T

@wizard · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «سقوط»

«برای من ماجرای مردی را نقل کرده اند که دوستش به زندان افتاده بود و او شبها بر کف اتاق می خوابید تا از آسایشی لذت نبرد که رفیقش از آن محروم شده بود. چه کسی، آقای عزیز، چه کسی برای ما بر زمین خواهد خفت؟»

T

@wizard · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «دیزی دارکر»

«آینده قولیه که میتونیم تصمیم بگیریم نسبت بهش وفادار بمونیم یا نه، گذشته قولیه که زیرش زدیم.»

T

@wizard · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «گربه ای که ذن یاد می داد»

«ولی دوست ها مثل جادو هستن وقتی چیز خوبی رو با یه دوستی سهیم میشی یه جورهایی بیشتر نصیبت میشه تا موقعی که اون رو تنها برای خودت نگه می داری. وقتی هم یه مشکلی باشه همین تعریف کردنش برای دوست هات می تونه اوضاع رو بهتر کنه؛ حتی اگه دوست‌هات ندونن چطوری حلش کنن.»

T

@wizard · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «بلندی های بادگیر»

«حتی ابله ترین افراد هم در می‌یافتند که من با تمام وجود و چشم و گوش بسته عاشق او هستم. سرانجام به عشق من پی برد و برای پاسخ به این عشق من را با نگاهی لبریز از محبت سیراب کرد اما من چه کردم؟ مثل یک حلزون سرد و بی اعتنا داخل صدف خود خزیدم و از عشق کناره گرفتم»