«تنها از طریق بدجنسی می توان به دفع حمله پرداخت. از این روست که مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند، در محاکمه کردن شتاب می کنند. چه توقع دارید؟ طبیعی ترین تصور انسان، اندیشهای که با سادگی به مخیله اش خطور می کند گویی از اعماق فطرتش سرچشمه می گیرد، تصور بی گناهی خویش است.»
سقوط
The Fall
معرفی کتاب سقوط
«سقوط» از آلبر کامو رمانی کوتاه، تیره و تأملبرانگیز است که در فضایی میان اعتراف، دادگاه درونی و گفتوگویی تلخ با مخاطبی نادیده پیش میرود. روایت در آمستردام شکل میگیرد و راوی، ژان-باتیست کلامانس، وکیلی سابق و خوشبیان است که آرامآرام لایههای شخصیتش را آشکار میکند؛ لایههایی که زیر ظاهر متین و موفق او، اضطراب، خودفریبی و حس گناه پنهان شدهاند. در این رمان، کامو بیش از آنکه داستانی پرحادثه بسازد، بر فروپاشی تصویر انسان از خودش تمرکز میکند. کلامانس با نثری دقیق و گزنده، از عدالت، ریاکاری، مسئولیت و قضاوت حرف میزند و خواننده را مدام میان همدلی و تردید معلق نگه میدارد. همین فضای اعترافگونه و فلسفی، «سقوط» را به اثری تبدیل کرده که هم داستان است و هم مواجههای جدی با وجدان. اگر به رمانهای کوتاه اما عمیق، شخصیتمحور و اندیشهبرانگیز علاقه دارید، «سقوط» میتواند انتخابی بسیار مناسب باشد. این کتاب حالوهوایی سرد، تلخ و اندکی طنزآلود دارد و برای کسانی که از ادبیات فرانسه و آثار فلسفی لذت میبرند، تجربهای ماندگار و بحثبرانگیز خواهد بود.
مشخصات کتاب سقوط
نسخهها و ترجمههای موجود

مترجم: کاوه میرعباسی
ناشر: چشمه
نوع جلد: شومیز
۲۵۰٬۰۰۰ تومان

مترجم: شورانگیز فرخ
ناشر: نیلوفر
نوع جلد: شومیز
قیمت ثبت نشده

مترجم: شورانگیز فرخ
ناشر: علمی و فرهنگی
نوع جلد: شومیز
قیمت ثبت نشده

مترجم: هدی مظفری بایعکلایی
ناشر: نگاه
نوع جلد: شومیز
قیمت ثبت نشده

مترجم: فاطمه عمرانی فرد
ناشر: آذربیان
نوع جلد: شومیز
قیمت ثبت نشده

مترجم: پرویز شهدی
ناشر: به سخن
نوع جلد: شومیز
۲۵۰٬۰۰۰ تومان

مترجم: سوفیا جهان
ناشر: شیرمحمدی
نوع جلد: شومیز
قیمت ثبت نشده

مترجم: اسماعیل حسینی
ناشر: کتاب مجازی
نوع جلد: شومیز
قیمت ثبت نشده
جملههای ماندگار
نقلقولهای سقوط
«« اگر پاانداز ها و دزد ها همیشه و همه جا محکوم شوند، مردم شرافتمند خیال برشان می دارد که همواره و در همه حال بی گناهند.»»
صفحه ۲۹
«دوستی به این سادگی نیست. دشوار به دست می آید و دوام می آورد، اما نصیب آدم که شد، دیگر از آن خلاصی نداریم، ناچاریم با آن کنار بیاییم. مبادا خیال کنید دوستان هرشب به شما تلفن می زنند_ کاری که قاعدتأ باید انجام بدهند تا بدانند آن روز غروب دست بر قضا قصد خودکشی ندارید یا، ساده تر از آن، هم صحبت نمی خواهید، آیا میلیتان می کشد با هم بیرون بروید. اصلا این طور نیست، خاطر جمع باشید موقعی زنگ می زنند که تنها نیستید یا زندگی به کامتان است. اگر پای خودکشی وسط بیاید ترغیبتان هم می کنند چون، به عقیده ی آنان، این را به شخص خودتان مدیونید…»
صفحه ۲۳
«محال است شب از روی پل رد بشوم. با خودم این طور عهد بسته ام. از کجا معلوم، شاید کسی خودش را در آب بیاندازد. از دو حالت خارج نیست؛ یا برای نجاتش اقدام می کنید، که در فصل سرما، چه بسا کار دست خودتان بدهید! یا همان جا به امان خدا رهایش می کنید، و شیرجه های نرفته، گاهی کوفتگی های عجیبی در وجود آدم باقی می گذارد.»
صفحه ۱۴
««همین که چشمم به چهره ای تازه می افتد، ندایی درونی به من هشدار نی دهد. « دست به عصا باش. خطر!» حتی وقتی همدلی زورش بچربد، چهارچشمی مراقبم. »»
صفحه ۱۲
«شیرجه های نرفته گاهی اوقات کوفتگی های عجیبی بجا میگذارد.»
«ما نمیتوانیم بیگناهیِ هیچکس را تأیید کنیم، در حالی که میتوانیم با اطمینان گناهکاریِ همه را تأیید کنیم»
«سانسور هر چیزی را که نهی می کند، به فریاد بلند اعلام می دارد.»
فعالیت خوانندهها
۱۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
حلقههای این کتاب
مشاهده همهبه این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب سقوط
۱۴۰۵/۵/۲۴
"فکرش را بکنید وقتی دارید از روی پل رد می شوید، یک نفر خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست. یا شما برای نجاتش خود را در آب می اندازید و در فصل سرما به عواقب بسیار سختی دچار می شوید؛ یا او را به حال خودش می گذارید و می روید. ولی... شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارد!"
















