فامگل
@eng_famgol
میان سطرهای کد، قابهای خیال و واژههای صحنه زندگی میکنم؛ گاهی مینویسم و طراحی میکنم، گاهی با کد دنیایی تازه میسازم و گاهی با صدا، قصهای را جان میبخشم. دلم میان جهانِ شکسپیر و تولستوی جا مانده؛ و رویایم، ساختن آیندهایست که در آن مهندسی، هنر و ادبیات کنار هم نفس میکشند.
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده
آخرین نظرها و امتیازها

«چشمهایش» برای من فقط یک داستان عاشقانه نبود؛ داستانِ آدمهایی بود که میان عشق، سیاست، ترس و انتخابهایشان گیر افتادهاند. چیزی که بیشتر از همه درگیرم کرد، شخصیت استاد ماکان و رازِ پشت چشمهای فرنگیس بود؛ رازی که وقتی کمکم آشکار میشود، نگاه آدم به تمام اتفاقات گذشته تغییر میکند. پایان داستان برایم تلخ و ماندگار بود؛ انگار بعضی عشقها قرار نیست به رسیدن ختم شوند، بلکه قرار است سالها در ذهن آدم باقی بمانند و هر بار با یادآوریشان، معنای تازهای پیدا کنند.

«مرگ ایوان ایلیچ» برای من فقط داستانِ مرگ یک انسان نبود؛ بیشتر شبیه آینهای بود که آدم را وادار میکند لحظهای بایستد و از خودش بپرسد: آیا واقعاً همانطور که باید زندگی میکنم؟ تولستوی خیلی آرام و بدون اغراق، آدم را با حقیقتی روبهرو میکند که شاید همیشه از فکر کردن به آن فرار میکنیم؛ اینکه ممکن است سالها زندگی کنیم، اما تازه در آخرین لحظه بفهمیم چه چیزهایی واقعاً ارزشمند بودهاند. کتابی کوتاه، سنگین و تأملبرانگیز؛ از آن داستانهایی که بعد از تمام شدنش، خودِ کتاب تمام نمیشود و مدتها در ذهن آدم ادامه پیدا میکند.
نویسندههای دنبالشده
کسی رو دنبال نکرده.

