خانه کتاب بی

چشمهایش

Her Eyes

نویسنده:بزرگ علوی
۶۲۸ بازدید
در لیست ۱۰۰ کتاب پربازدید سایت

معرفی کتاب چشمهایش

«چشمهایش» رمانی از بزرگ علوی است که در فضای سیاسی و اجتماعی ایرانِ دهه‌های پرتنش می‌گذرد و از خلال یک معما، به لایه‌های پنهان عشق، قدرت و تنهایی نزدیک می‌شود. داستان با مرگ یک نقاش مشهور آغاز می‌شود؛ مردی که زندگی و آثارش زیر سایه زنی مرموز و ناشناس قرار گرفته و حالا رد او باید از میان خاطره‌ها، روایت‌ها و نشانه‌های پراکنده پیدا شود. در مرکز رمان، رابطه‌ای پیچیده میان استاد ماکان، زن نقاشی که «چشم‌هایش» عنوان کتاب را به خود می‌گیرد، و راویانی قرار دارد که هرکدام بخشی از حقیقت را می‌دانند. علوی با نثری روان و هوشمندانه، هم تعلیق می‌سازد و هم جهان درونی شخصیت‌ها را می‌کاود؛ جایی که عشق فقط یک احساس ساده نیست، بلکه با ترس، آرمان‌خواهی، حسرت و انتخاب‌های دشوار گره می‌خورد. «چشمهایش» از آن رمان‌هایی است که هم برای دوستداران ادبیات ایران جذاب است و هم برای کسانی که داستانی شخصیت‌محور، عمیق و تأمل‌برانگیز می‌خواهند. فضای رازآلود، نگاه روان‌شناسانه و حضور پررنگ هنر و سیاست، این کتاب را به متنی ماندگار و بحث‌برانگیز در ادبیات معاصر فارسی تبدیل کرده است.

مشخصات کتاب چشمهایش

صفحات
269
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9789646736597
چاپ اول
1994

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره بزرگ علوی

تصویر بزرگ علوی

بزرگ علوی

Bozorg Alavi

بزرگ علوی از چهره‌های مهم داستان‌نویسی و اندیشهٔ معاصر ایران است که نامش بیشتر با روایت‌های اجتماعی و سیاسیِ قرن بیستم گره خورده است. او در کنار نویسندگی، در حوزهٔ ترجمه و فعالیت فرهنگی نیز شناخته می‌شود و به‌ویژه در شکل‌گیری و گسترش نثر داستانی مدرن فارسی نقش پررنگی داشته است. آثار او معمولاً بر زندگی انسان در بستر فشارهای اجتماعی، دگرگونی‌های سیاسی و تنهایی فردی تمرکز دارند و با نثری روان، دقیق و گاه تلخ پیش می‌روند. «چشم‌هایش» از مشهورترین نوشته‌های اوست و هنوز هم از نمونه‌های مهم رمان‌نویسی فارسی به شمار می‌آید.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های چشمهایش

افزودن جمله
Moonlight

@moon · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

فامگل

@eng_famgol · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««چشم‌هایش همه چیز را می‌گفت.»»

FARHAD

@farhad.mnd · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

هانا

@hanii.vx · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«آقای ناظم ، بعضی چیز ها را نمیشود گفت . بعضی چیز ها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد ، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عیناً همان تابلوست ، اما آن روح ، آن چیزی که دل شما را میفشارد ، در آن نیست.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۳ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

حلقه‌های این کتاب

مشاهده همه

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب چشمهایش

Amir Hossein

۱۴۰۵/۵/۲۳

ریتم کتاب مقداری کند هست

maryam

۱۴۰۵/۵/۲۴

عالی پر از عشق

Negar

۱۴۰۵/۵/۲۴

این کتاب فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است از ایران در دوران دیکتاتوری، از هنرمندی که میخواهد آزاد بماند، و از عشقی که شاید هرگز آن‌طور که فکر می‌کردی نبوده. چشم‌هایش رمانی است که با یک راز شروع می‌شود و تا آخرین صفحه رهایت نمی‌کند.

فامگل

۱۴۰۵/۵/۲۴

«چشم‌هایش» برای من فقط یک داستان عاشقانه نبود؛ داستانِ آدم‌هایی بود که میان عشق، سیاست، ترس و انتخاب‌هایشان گیر افتاده‌اند. چیزی که بیشتر از همه درگیرم کرد، شخصیت استاد ماکان و رازِ پشت چشم‌های فرنگیس بود؛ رازی که وقتی کم‌کم آشکار می‌شود، نگاه آدم به تمام اتفاقات گذشته تغییر می‌کند. پایان داستان برایم تلخ و ماندگار بود؛ انگار بعضی عشق‌ها قرار نیست به رسیدن ختم شوند، بلکه قرار است سال‌ها در ذهن آدم باقی بمانند و هر بار با یادآوری‌شان، معنای تازه‌ای پیدا کنند.

Vahab

۱۴۰۵/۵/۲۴

خیلی کتاب دوست داشتنی بود برام

Tanya

۱۴۰۵/۵/۲۴

داستان واقعا جوریه که از همون صفحات اول ادم رو مجذوب میکنه و خیلی قشنگ جلو میره

Hossikhan

۱۴۰۵/۵/۲۳

کتاب خوبیه به نسبت روایت خوبی داره گره های داستانی به خوبی کاشته میشن تو داستان ولی خب ریتم کندی داره و میتونست کوتاه تر باشه در کل ارزش یکبار خوندن داره