حسین
@hussein_farahani
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
عضو حلقهها
silverعضو ۵ حلقه کتابخوانی شدی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
حلقههای کتابخوانی
عضو حلقهبا هم خوانی هشت کتاب سهراب سپهری
۱۳ عضو
عضو حلقهباهم خوانی من منم
من منم
۵۴ عضو
عضو حلقهچشمانش
چشمهایش
۱۷ عضو
عضو حلقه۲۸ مرداد مرگ دمکراسی
پشت پرده کودتای 1332در ایران: اوباش، فرصت طلبان، ارتشیان، جاسوسان
۲ عضو
عضو حلقهبه یاد سایه
شعر زمان ما: هوشنگ ابتهاج
۶ عضو
عضو حلقهاتحادیه خام با مدیریت عجیب
۴ عضو
عضو حلقهباهم خوانی کیم جی یونگ متولد ۱۹۸۲
کیم جی یونگ، متولد 1982
۴ عضو
عضو حلقهباهم خوانی ایلیاد
ایلیاد
۱۰ عضو
عضو حلقههر کتاب یک درس ( ناتور دشت)
ناطور دشت
۸ عضو
عضو حلقهباهم خوانی همیشه خلاق
همیشه خلاق
۸ عضو
عضو حلقهجست و جوی ازادی در دل محدودیت ها
عصیان
۴ عضو
عضو حلقهباهم خوانی انسان در جستجوی معنا
Mans search for meaning: انسان در جستجوی معنا
۶ عضو
حلقههای ساختهشده زودتر نمایش داده شدهاند؛ سپس تازهترین حلقههایی که این کاربر عضو آنهاست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده
هنوز کتابی ثبت نکرده.
آخرین نظرها و امتیازها
آخرین جملهها

«سهراب سپهری در وصف فروغ فرخزاد و پس از فوت ایشان: بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید. صدایش به شکل حزن پریشان واقعیت بود و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند. به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد و او به شیوه ی باران پر از طراوت تکرار بود و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد همیشه کودکی باد را صدا می کرد همیشه رشته ی صحبت را به چفت آب گره می زد برای ما یک شب سجود سبز محبت را چنان صریح ادا کرد که ما به عاطفه ی سطح خاک دست کشیدیم و مثل لهجه ی یک سطل آب تازه شدیم و بارها دیدیم که با چه قدر سبد برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله ی نورها دراز کشید و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم "هشت کتاب سهراب سپهری"»

«“A lot of bookish people tend to be introverts” “We need a space where we know that we’re on common ground with others”»

«از وسوسهی سوداگری در بازارهای طلا و دلار گذشت و تمام توان و سرمایهاش را وقف قلمرو هنر و آموزندگی کرد. در کتابش، ثروت را به عاملی برای تعالی بدل ساخت تا نه تنها به درکی ژرف از خویشتن دست یابد، بلکه این گوهرِ معنا را سخاوتمندانه به دیگران نیز بیاموزد. سپاس»

«در واقع، کتاب میگوید که زندگی ما شاید در ظاهر تکهتکه، پراکنده و بینظم به نظر برسد (خاطرات پراکنده، احساسات متناقض، زخمهای مختلف)، اما همین تکهها هستند که در نهایت، آن «کل» یا همان «هویت منسجم» ما را میسازند.»


